ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٤٠١
٤١٠٩
حَقُّ التَّقوى
الكتاب :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» . [١]
الحديث :
٢٢٤٣٦.رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : «اِتَّقُوا اللّه َ حقَّ تُقاتِهِ» : أن يُطاعَ فلا يُعصى ، و أن يُذكَرَ فلا يُنسى . [٢]
٢٢٤٣٧.الإمام عليّ عليه السلام : اِتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ ، و اسعَوا في مَرضاتِهِ ، و احذَروا ما حَذَّرَكُم مِن ألِيمِ عَذابِهِ . [٣]
٢٢٤٣٨.عنه عليه السلام : اُوصِيكُم بِتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنّها حَقُّ اللّه ِ علَيكُم ... لَم تَبرَحْ عارِضَةً نَفسَها علَى الاُمَمِ الماضِينَ مِنكُم و الغابِرينَ ، لِحاجَتِهِم إلَيها غَدا ، إذا أعادَ اللّه ُ ما أبدى ، و أخَذَ ما أعطى ، و سألَ عَمّا أسدى ، فما أقلَّ مَن قَبِلَها و حَمَلَها حَقَّ حَملِها ! اُولئكَ الأقَلُّون عَدَدا . [٤]
٢٢٤٣٩.عنه عليه السلام : اِتَّقُوا اللّه َ تَقِيَّةَ مَن شَمَّرَ تَجريدا ، و جَدَّ تَشميرا ، و كَمَّشَ في مَهَلٍ ، و بادَرَ عَن وَجَلٍ ، و نَظَرَ في كَرَّةِ المَوئلِ ، و عاقِبَةِ المَصدَرِ ، و مَغَبَّةِ المَرجِعِ . [٥]
٤١٠٩
حقّ تقوا
قرآن:
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا آن گونه كه حقِّ پروا كردن از اوست ، پروا كنيد و زينهار ، جز مسلمان نميريد».
حديث :
٢٢٤٣٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از خدا چنان كه سزاوار است پروا كنيد، بدين گونه كه اطاعت شود و نافرمانى نشود و پيوسته ياد شود و هيچ گاه فراموش نگردد.
٢٢٤٣٧.امام على عليه السلام : از خداوند چنان كه سزاوار است پروا كنيد و در خشنودى او بكوشيد و از عذاب درد آورش كه شما را برحذر داشته است، حذر كنيد.
٢٢٤٣٨.امام على عليه السلام : شما را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا كه آن حقّ خداست بر شما... تقوا همواره خود را بر امّت هاى گذشته و آينده عرضه كرده و مى كند؛ زيرا مردم در فرداى قيامت كه خداوند آنچه را آغاز كرده است باز مى گرداند و آنچه را داده است مى گيرد و از آنچه عطا فرموده است بازخواست مى كند، به تقوا نيازمندند. و چه اندكند كسانى كه تقوا را پذيرفته و چنان كه بايسته و سزاست به كارش بسته باشند! اينان اندك شمارند.
٢٢٤٣٩.امام على عليه السلام : از خداوند پروا كنيد، همانند خدا پروايى كسى كه از همه وابستگى ها رسته و دامن همّت به ميان بسته و در سر فرصت شتافته و با هراس سبقت جسته و درباره بازگشت به قرارگاه و فرجام كار و عاقبت بازگشتگاه، انديشيده است.
[١] آل عمران : ١٠٢.[٢] الدرّ المنثور : ٢/٢٨٢.[٣] غرر الحكم : ٢٥٢١.[٤] نهج البلاغة : الخطبة ١٩١.[٥] نهج البلاغة : الحكمة ٢١٠.