دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - و كمى عبادت
١٢٥٨. عيسى عليه السلام: اى زادگان اسرائيل! فراوان مخوريد؛ زيرا هر كس زياد بخورد، فراوان نيز مىخوابد و هر كس فراوان بخوابد، نماز اندك مىگزارد و هر كس نماز اندك بگزارد، از غافلان شمرده مىشود.
١٢٥٩. حلية الأولياء به نقل از وُهَيب بن وَرد: به ما خبر رسيده كه ابليسِ ناپاك، براى يحيى بن زكريّا آشكار شد و به او گفت: مىخواهم تو را اندرزى بدهم.
يحيى گفت: «دروغ مىگويى. تو خير مرا نمىخواهى؛ امّا به هر روى، درباره آدمىزاده به من بگو».
گفت: آنان نزد ما سه دسته اند:
دستهاى از آنان در برابر ما سختترين هستند. آهنگ يكى از آنان مىكنيم و انتظار مىكشيم تا او را بفريبيم و بر او توان يابيم. سپس به استغفار و توبه مىشتابد و همه چيزهايى را كه در او به چنگ آوردهايم، بر ما تباه مىسازد. ديگر بار، به سراغ او مىرويم و او نيز ديگر بار [به سراغ آمرزشخواهى] مىرود. نه از او نوميد مىشويم و نه كار خود را با او برمىآوريم و از همين روى، در رنجيم.
دسته ديگر، در دستان ما، گِردكى را مىمانند كه در دست كودكان است. آنان را بدان جا كه مىخواهيم، مىافكنيم و آنان خود، براى ما عهدهدار خويش شدهاند.
امّا دسته ديگر، همانند تو معصوماند و ما به هيچ خواستهاى درباره آنان توان نمىيابيم.
يحيى به او گفت: «بدين سان، آيا درباره من به چيزى توانايى يافتهاى؟».
گفت: نه، مگر يك بار: تو غذايى پيش روى نهاده بودى تا آن را بخورى. من پيوسته آن را نزد تو دوستداشتنى ساختم، تا بيش از آنچه مىخواستى، از آن خوردى. آن شب، خفتى و بر خلاف هر شب، براى نماز برنخاستى.
يحيى به او گفت: «قطعا از اين پس، تا زندهام، هيچ گاه شكم از غذايى، سير نمىكنم».
ابليس هم گفت: قطعا پس از تو، هيچ گاه آدمىزاده ديگرى را اندرز نمىدهم.