دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩ - ١٠/ ١ خواص سيب
١٥٨٣. امام صادق عليه السلام: به تبداران خود، سيب بدهيد؛ چرا كه هيچ چيز، سودمندتر از سيب نيست.
١٥٨٤. امام صادق عليه السلام: اگر مردم مىدانستند در سيب چيست، بيمارانشان را جز به آن، درمان نمىكردند. بدانيد كه سيب، بويژه، سودمندترين چيز براى قلب و مايه شستوشوى آن است.
١٥٨٥. دعائم الإسلام: درباره امام صادق عليه السلام روايت شده است كه: مردى از سرزمينى وبا زده به ايشان نامه نوشت و از وباى آنجا خبر داد.
امام عليه السلام در پاسخ نوشت: «بر تو باد سيب. آن را بخور».
او هم اين كار را انجام داد و عافيت يافت.
و فرمود: «سيب، حرارت را فرو مىنشاند و درون را خنك مىكند و تب را مىبَرد».
١٥٨٦. الكافى به نقل از محمّد بن فيض: به امام صادق عليه السلام گفتم: كسى از ما كه بيمار مىشود، درمانگران، او را به پرهيز، توصيه مىكنند.
امام عليه السلام فرمود: «امّا ما خاندان، جز از خرما، پرهيز نمىكنيم و [بيماران خويش را] با سيب و آب سرد، درمان مىسازيم».
١٥٨٧. الكافى به نقل از دُرُست بن ابى منصور: مفضّل بن عمر، مرا با هديههايى[١] نزد امام صادق عليه السلام فرستاد.
در روزى تابستانى و در حالى كه سينىاى از سيبِ سبز نزد امام صادق عليه السلام بود، بر ايشان وارد شدم. به خداوند سوگند، بىدرنگ به او گفتم: فدايت شوم! آيا در حالى كه مردم، اين را خوش نمىدارند، از آن مىخورى؟
در حالى كه گويا مرا از ديرباز مىشناخته است، به من فرمود: «همين امشب تبدار شدم. كسى فرستادم و آن را نزد من آوردند و آن را خوردم. آن، تب را ريشهكن مىسازد و حرارت را فرو مىنشاند».
من بهسوى نزديكان خويش باز گشتم و ديدم آنان تب دارند. به آنها سيب دادم و تب را از آنان ريشهكن ساختم.
[١]] در متن عربى، واژه« لطف» آمده است كه] درباره آن، دو احتمال وجود دارد: يكى،« لُطَف» كه جمع« لُطفه» به معناى هديه است( چنان كه فيروزآبادى آورده است)، و ديگرى،« لُطْف» است[ و در حديث مذكور]، بدين معنا كه امام عليه السلام مرا در پى لطف( نيكى و احسان) فرستاد. از اين دو احتمال، احتمال نخست، ظهور بيشترى دارد( مرآة العقول: ج ٢٢ ص ١٩٦).