دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٣ - ٥/ ٢ گذاردن سبزى در سفره
٥/ ٢ گذاردن سبزى در سفره
١٢٩٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سفرههايتان را به سبزى آذين كنيد؛ زيرا آن، همراه با گفتن بسم اللّه، شيطان را مىراند.
١٢٩٧. امام صادق عليه السلام: هر چيز را زيورى است و زيور سفره، سبزى است.
١٢٩٨. الكافى به نقل از حَنان: با امام صادق عليه السلام بر سر سفرهاى نشسته بودم. ايشان دست به سوى سبزى دراز كرد، در حالى كه من به دليل بيمارىاى كه داشتم، از آن پرهيز نمودم.
امام عليه السلام به من رو كرد و فرمود: «اى حنان! مگر نمىدانى نزد امير مؤمنان عليه السلام هيچ طبقي[١] بَقى آورده نمىشد، مگر اين كه سبزى هم داشت؟».
گفتم: فدايت شوم! چرا؟
فرمود: «زيرا دلهاى مؤمنان، سبز است[٢] و به همانند خويش، ميل دارد».
١٢٩٩. الكافى به نقل از موفّق مدينى، از پدرش، از جدّش: روزى، امام كاظم عليه السلام در پىِ من فرستاد و مرا براى غذا خوردن نزد خود نگه داشت. چون سفره آوردند، در آن سبزى نبود. امام عليه السلام دست بداشت و سپس به غلام فرمود:
«مگر نمىدانى كه من از سفرهاى كه در آن سبزى نباشد، نمىخورم؟ برايم سبزى بياور».
آن غلام رفت و سبزى آورد و بر سفره نهاد. پس، امام عليه السلام دست به سفره گشود و خورد.
[١] طَبَق، مُعرَّب است. اصلش تبوك و فارسى است: ظرفى كه مىخورند بر آن.( ر. ك: لغتنامه دهخدا).
[٢] علّامه مجلسى در اين باره مىنويسد: سبز است، يعنى نورانى است به نورى سبز، و از همين روى، به همانند خويش مىگرود؛ يا اين عبارت، كنايه از آن است كه دلهاى مؤمنان به حكمتها و معارف، آباد است و اين سرسبزى معنوى را با سبز بودن دل، مناسبتى است كه ما به آن ناآگاهيم؛ يا معناى اين عبارت، آن است كه چون دلهاى مؤمنان به كشتزارهاى حكمت، سرسبز شده است، به آنچه در آن جنبهاى از حُسن و سودمندى وجود دارد، تمايل مىيابد و سبزى هم يكى از همين چيزهاست»( بحار الأنوار: ج ٦٦ ص ٢٠٠).