دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١ - فصل پنجاه و نهم هليم
٢٠٤٧. الكافى به نقل از ايّوب بن نوح: يكى از كسانى كه با امام كاظم عليه السلام هَليم گاوَرس[١] خورده بود، براى من نقل كرد كه امام عليه السلام فرمود: «هان كه آن، غذايى است بدون سنگينى و عارضه. بِدان علاقه دارم و خواستهام تا برايم آماده كنند. آن، همراه با شير، سودمندتر و در معده نيز نرمتر است».
[١] معناى گاوَرس در ج ١، ص ٤٣٧ گذشت.
علّامه مجلسى مىگويد: در بحر الجواهر آمده است:« جاورس، معرَّب گاورس است. اين گياه در همه احوال، از دخن، بهتر است، هر چند از آن، قابضتر است. سرد است در نخست و خشك در دوم. قابض و خشككننده است. درد را تسكين مىدهد. چون در آب پخته شود و در حالتى كه همچنان گرم است بر موضع نهاده شود، نفخها را مىگشايد و خون تازه توليد مىكند. اگر با شيرْ پخته شود، زيانش كمتر است. ارزش غذايىِ كمى دارد و ديرهضم است».
ابن بيطار گفته است:« نزد طبيبان، گاورس، يكى از دو گونه دخن است؛ نوعى با دانههاى ريزتر، سفتتر و خاكىرنگ كه نزد همه راويان، همان دخن است، هر چند از ميان آنها تنها ابو حنيفه دينورى گفته است: دخن، دو گونه است: يكى داراى رنگ روشن و دانههاى ريزتر، و ديگرى نوعى صافپهلو و سنگينتر كه به هنگام جابه جايى صداى كمترى ايجاد مىكند». همو گفته است:« گاورس، پارسى، و دخن، معادل عربىِ آن است».
ابن ماجه گفته است:« چون با شير، پخته و از آن، آردى تهيّه شود و به نوشاكى بدل گردد و قدرى چربى نيز بِدان افزوده شود، بدن را به خوبى تغذيه مىكند. آن، از دخن، بهتر، تغذيهكنندهتر و داراى گوارشى سريعتر است و در مقايسه با آن، طبع را كمتر محبوس مىدارد»( بحار الأنوار: ج ٦٦ ص ٥٧).