دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٧ - ٣٢/ ٢ خواص شكر طبرزد
١٧٩٨. امام كاظم عليه السلام: سه چيز است كه هيچ زيانى ندارد: انگور رازقى، نيشكر و سيب لبنانى.[١]
ر. ك: ج ١، ص ٣٤١ (آنچه براى درمان سرفه، سودمند است).
٣٢/ ٢ خواصّ شكر طَبَرزَد
١٧٩٩. امام رضا عليه السلام: شكرِ طبرزد[٢]، بلغم را بهكلّى از ميان مىبرد.
[١] در المحاسن و مكارم الأخلاق، واژه« لبنانى» نيامده است.
ناگفته نماند كه علّامه مجلسى لبنان را كوهى در شام دانسته است( ر. ك: بحار الأنوار: ج ٦٦، ص ١٤٧).
[٢][ فيروزآبادى] در القاموس گفته است:« سُكَّر، معرَّب واژه" شِكَر" پارسى است و اسم واحد آن را سُكَّره گويند. خرماى خوب يا انگورى را كه آبى بِدان هست و در نتيجه فرو مىپاشد كه خود، از بهترين انواع شكرينه است نيز شكر گويند».
در المصباح هم آمده است:« شِكر، چيزى شناختهشده است. برخى گفتهاند: نخستين بار، شِكر در طبرزد، ساخته شد و از همين روى، شكر طبرزدى گفته مىشود».
صاحب المصباح، همچنين افزوده است:« طبرزد( بر وزن سَفَرجَل) واژهاى معرَّب است و سه تلفّظ دارد: به حرف دال( طبرزد)، به حرف نون( طبرزن) و به حرف لام( طبرزل). ازهرى، تلفّظ نون و لام را روايت كرده؛ امّا تلفّظ به دال را روايت نكرده است».
ابن جواليقى گفته است:« اصل پارسىِ اين واژه، تبرزد بوده است، يعنى آنچه از اطراف، با تبر، تراشيده شده است. بنا بر اين، طبرزد، صفتى است كه در اعراب، از واژه« سُكّر» تبعيّت مىكند. برخى از عالمان هم گفتهاند: طبرزد، همان شِكر بلوچ است».
در بحر الجواهر نيز آمده است:« ابلوج به معناى شكر سفيد است».
ابن بيطار نيز گفته است:« طبرزد، معرَّب است، به معناى چيزى سخت، نه سست و نرم».
او همچنين افزوده است:« نمك طبرزد، نمكى است سخت كه داراى شفافيّت نيست».
[ علّامه مجلسى در ادامه مىگويد:] مىگويم:« از برخى از سخنان عالمان، چنين برمىآيد كه مقصود از طبرزد، همان چيزى است كه به نبات، ناموَر شده است؛ امّا از بيشتر سخنان عالمان، اين گونه به دست مىآيد كه مقصود، همان قند است».
بغدادى نيز در الجامع خويش گفته است:« شكر در اوايل، خشك، و در نخست، مرطوب است. ممكن است تلخه را تصفيه كند. گونههاى مختلفى از آن، ساخته مىشود كه روشنترين، شفّافترين و پاكيزهترينِ آنها را در اصطلاح، نبات گويند. نوع پايينتر را كه تيرهرنگ، خشنتر و پاكيزه، امّا غير شفاف است، ابلوج گويند. نوع پايينتر را كه شيره باشد، قلم نامند؛ زيرا به صورت رشتههاى دراز به مانند انگشت، ساخته مىشود.
نبات، كمترين حرارت را مىطلبد، پس از آن، ابلوج، پس از آن، قلم، و پس از آن، شيره پخته.
لطيفترينِ انواع شكر نيز همان نبات است، در درجه بعد، ابلوج، و فروتر از آن، قلمى كه سفيدىِ كمترى داشته باشد. نوع سخت همين ابلوج را طبرزد مىنامند».