دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١ - بيان
١٤١٩. المحاسن به نقل از محمّد بن مثنّى يا كسى ديگر، در حديثى كه سند آن را به معصوم رسانده است: اگر همراه كسى بودى و خواستى چند ميوه را با هم بخورى، او را به اين خواستْ آگاه كن.
بيان
ظاهر سه حديث اخير، نشان مىدهد كه نهى از خوردن دو ميوه با هم، يك ادب اجتماعى است، نه يك توصيه طبّى، و مراعات اين ادب، هنگامى لازم است كه دو نفر بخواهند با همديگر ميوه بخورند و ميوه به اندازه كافى وجود نداشته باشد.[١]
بديهى است كه اگر ديگرى در آن ميوه شريك باشد، مراعات حقّ او، يك ادب وجوبى و اگر شريك نباشد، ادبى استحبابى است.
بنا بر اين بهنظر مىرسد كه حمل سه حديث اوّل بر همين معنا، اولىاست، هر چند كه با ظاهر آنها (نهى از خوردن دو نوع ميوه با هم) مخالف است؛ چرا كه سند معتبرى ندارند، مگر اينكه با آزمايش علمى مشخّص شود كه خوردن دو نوع ميوه با هم، زيانآور است.
[١] در النهايهء ابن اثير( ج ٤ ص ٥٢) آمده است: از همين قبيل است حديثى كه مىگويد:« ايشان از خوردن چند ميوه با هم نهى فرمود، مگر آنكه هر كسى از همراه خود اجازه بخواهد». در احاديث، واژه« قِران» و گاه واژه« اقران» روايت شده، كه روايت نخست، درستتر است و آن، بدين معناست كه شخص، خرما را دوتا دوتا با هم بخورد. پيامبر صلى الله عليه و آله از آن روى از چنين كارى نهى فرموده كه كارى آزمندانه و موجب ناديده انگاشتن حقّ فرد يا افراد همراه و همسفره و يا موجب ضرر و زيان آنان مىشود.
و نيز گفته شده است: پيامبر صلى الله عليه و آله از آن روى از اين كار نهى فرموده كه مردم در سختى زندگى مىكردند و غذاى كمى در اختيار داشتند و در چنين وضعى، با اندك، روزگار مىگذراندند. بنا بر اين، چون براى خوردن غذايى گرد هم مىآمدند، برخى خود را بر ديگران مقدّم مىداشتند و در اين ميان، امكان داشت كسانى كه گرسنهترند، دو تا دوتا خرما بردارند يا لقمههاى بزرگ برگيرند. بدين سبب، مردم را چنين راهنمايى فرمود كه براى اين كار، اجازه بگيرند تا ديگران رضايت داشته باشند.
از همين قبيل است حديث جبله، كه در آن مىگويد:« در جمع هيئت عراقيان در مدينه بوديم و ابن زبير به ما خوراك خرما مىداد. گاه ابن عمر از كنار ما مىگذشت و مىگفت: خرماها را دوتا دوتا مخوريد، مگر آنكه هر كس از برادر خويش اجازه بگيرد».
اين، بدان سبب بود كه آنان بر آن خرما ملكيّتى مشترك داشتند و چنين كارى از سوى هر يك از آنان، موجب ضرر و زيان بر ديگرى بود.
همانند اين حديث، درباره اصحاب صُفّه نيز( از ابو هريره) روايت شده است( ر. ك: بحار الأنوار: ج ٦٦ ص ١٢٠ ١٢٢).