دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٠
٦ . عوامل پيشرفت و انحطاط اجتماعى
از نگاه قرآن و احاديث اسلامى ، شايسته سالارى و مديريت انسان هاى توانمند و لايق ، هشيارى دولتْ مردان ، وحدت كلمه ، عدالت اجتماعى و رعايت حقوق متقابل حكومت و مردم ، برجسته ترين عوامل پيشرفت جامعه اند . در واقعْ اين امور ، قوانين تكوينىِ نظام آفرينش و سنت هاى الهى براى رسيدن به تمدّن برتر هستند . در مقابل ، مديريت و رهبرى انسان هاى ناشايسته ، نا آگاهى دولتْ مردان ، اختلاف ، ظلم ، فساد ، اتراف ، اسراف ، انحصارطلبى ، اهمّيت ندادن به حقوق مردم و بخصوص مستمندان ، تبعيض در اجراى قانون ، كم فروشى ، ترك امر به معروف و نهى از منكر ، املا و استدراج ، برجسته ترين عوامل انحطاط و عقب ماندگى اجتماعى و سقوط و نابودى تمدّن ها شمرده شده اند.
٧ . عبرت آموزى از تاريخ
ارزش و اهمّيت دانش تاريخ ، باور كردن قانونمندى تاريخ ، اعتقاد به گواهى تاريخ ، آشنايى با مبادى تحوّلات تاريخى ، و شناخت عوامل پيشرفت يا انحطاط جامعه ، همه و همه ، مقدمه عبرت آموزى و بهره گيرى از تاريخ در جهت زندگىِ بهتر و تمدّن پيشرفته تر هستند. بر اين اساس ، از نگاه اسلام ، عبرت آموزى ، هدف اصلى علم تاريخ است و بدين جهت ، قرآن كريم ، درباره حكمتِ پرداختن به سرگذشت پيشينيان مى فرمايد : « لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاِّوْلِى الْأَلْبَـبِ . [١] و در داستان ايشان ، عبرتى است براى خردمندان» .
[١] يوسف : آيه ١١١ .