دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩
« كَذَ لِكَ نَجْزِى كُلَّ كَفُورٍ . [١] و اين چنين ، هر ناسپاسى را سزا مى دهيم» . همگى اين آيات ، بيانگر ديدگاه قرآن درباره قانونمندى تاريخ و ثبات و دوام قوانين تاريخى در گذشته و آينده هستند و اين كه همان گونه كه هر فرد انسان ، در نظام آفرينش تا مدّت معيّنى مى تواند به حيات خود ادامه دهد ، هر دولت نيز برهه اى دارد [٢] و هر امّت ، اجلى . [٣]
٥ . عوامل تحوّلات تاريخى
در جهان بينى اسلامى ، انسان آزاد است و انتخابگر . از اين رو ، اراده انسان ، اصلى ترين عامل تحوّلات تاريخى است ؛ چنان كه قرآن تصريح مى كند : « إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ . [٤] خداوند ، حال قومى را تغيير نمى دهد تا آنان ، [خودشان] حال خود را تغيير دهند» . در واقعْ موتور تاريخ ، اراده انسان است . بنا بر اين ، حركت تاريخ ، جبرى نيست و تلاش هاى فرهنگى و سياسى و اقتصادى مردم ، نقش اساسى در تحوّلات تاريخى دارند . از نگاه قرآن و احاديث اسلامى ، در كنار تلاش هاى مادّى ، تلاش هاى دينى و معنوى و بخصوص توبه و دعا نيز ، نقش تعيين كننده اى در سرنوشت جوامع انسانى دارند .
[١] فاطر : آيه ٣٦ .[٢] ر . ك : ص ١٢٥ ح ١٤١٤ .[٣] ر . ك : اعراف : آيه ٣٤ و يونس : آيه ٤٩ و حجر : آيه ٥ .[٤] ر . ك : رعد : آيه ١١ .