دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩
٥ / ٧
رفاه زدگى [١]
قرآن
«و چه بسيار شهرها كه هلاكشان كرديم ، به خاطر اين كه زندگى خوش ، آنان را مست كرده بود . اين است سراهايشان كه پس از آنان ، جز براى عدّه كمى ، سكونتگاه قرار نگرفته است ، و ماييم كه وارث آنان بوديم» .
«پس چرا از نسل هاى پيش از شما خردمندانى نبودند كه [ مردم را ] از فساد در زمين ، بازدارند ، جز اندكى از كسانى كه از ميان آنان نجاتشان داديم؟ و كسانى كه ستم كردند ، به دنبال ناز و نعمتى كه در آن بودند ، رفتند ، و آنان ، بزهكار بودند» .
«و چه بسيار شهرها را كه [ مردمش ]ستمكار بودند ، در هم شكستيم و پس از آنها ، قومى ديگر پديد آورديم . پس چون عذاب ما را احساس كردند ، به ناگاه از آن مى گريختند. [ هان! ]مگريزيد و به سوى آنچه در آن متنعّم بوديد و [ به سوى ]سراهايتان باز گرديد ، باشد كه مورد پرسش قرار گيريد» .
«و چون بخواهيم شهرى را هلاك گردانيم ، خوش گذرانانشان را وا مى داريم تا در آن به انحراف [ و فساد ]بپردازند و در نتيجه ، عذاب بر آن [ شهر ] لازم گردد. پس آن را [ يكسره ]زير و زِبَر مى كنيم» .
ر . ك : زخرف : آيه ٢٣ـ٢٥ و سبأ : آيه ٣٤ و ٣٥ و مؤمنون : آيه ٣٣ .
حديث
١٤٥٧.امام باقر عليه السلام ـ درباره اين سخن خداوند م «و هر گاه بخواهيم شهرى را هلاك گردانيم ، خوش گذران هاى آن [شهر] را وا مى داريم » ـ : يعنى بزرگان آن را وا مى داريم .
١٤٥٨.امام على عليه السلام ـ در خطبه قاصعه ـ : و توانگرانِ مُرفّهِ امّت ها، به خاطر داشتن نعمت هاى فراوان ، دچار غرور و تعصّب شدند و گفتند : «ما ثروت و فرزندان بيشترى داريم و ما گرفتار عذاب نمى شويم» .
[١] اِتراف : از «تَرَف» ، به معناى برخوردارى از نعمت و زيستن در رفاه است . مُترَف ، كسى است كه ناز و نعمت و گشايش زندگى ، او را سرمست كند ؛ شخص مرفّه و غرق در نعمت و عيّاش را گويند (لسان العرب) .