دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١
«تاريخ كتاب» ؛ شنيده شده ، ذولى عربى نيست و از عرب فصيحى شنيده نشده است . جوهرى (م ٣٩٨ يا ٤٠٠ ق) ، ريشه آن را «أَرَخ» يا «إِرَخ» به معناى گوساله وحشى ذكر كرده است . [١] ابن منظور (م ٧١١ ق) نيز مى گويد : قيلَ : إنَّ التّاريخَ الَّذي يُؤَرِّخُهُ النّاسُ لَيسَ بِعَرَبِيٍّ مَحضٍ ، وإنَّ المُسلِمينَ أخَذوهُ عَن أهلِ الكِتابِ... . الإرخ : وَلَدُ البَقَرِ الوَحشِيَّةِ إذا كان اُنثى ... وقيلَ : إنَّ التّاريخَ مَأخوذٌ مِنهُ ، كَأَنَّهُ شَيءٌ حَدَثَ كَما يَحدُثُ الوَلَدُ ، وقيلَ : التّاريخُ مَأخوذٌ مِنهُ ؛ لِأَنَّهُ حَديثٌ . [٢] به قولى ، تاريخ كه مردم مى نويسند ، عربىِ ناب نيست و مسلمانان ، آن را از اهل كتاب گرفته اند... اِرخ : ماده گوساله گاو وحشى را گويند... و به قولى ، واژه تاريخ ، از همين معنا گرفته شده است . تو گويى تاريخ ، چيزى است كه پديد مى آيد ؛ چنان كه بچه زاده مى شود . بعضى گفته اند: تاريخ ، از همين معنا گرفته شده ، چون جديد است . با تأمّل در آنچه گذشت ، مى توان گفت كه كلمه «تاريخ» ، ريشه عربى دارد ، ولى ريشه آن ، به معناى گاه شناسىِ زمان نيست و دست كم بدين معنا بودنِ آن ، مورد ترديد جدّى است ؛ اما به هر حال ، ترديدى نيست كه اين كلمه در زبان عربى ، به معناى گاه شناسى زمان آمده است . [٣]
[١] الصحاح : ج ١ ص ٤١٨ ذيل «أرخ» . نيز ، ر . ك : الإعلان بالتوبيخ لمن ذمَّ التاريخ : ص ١٤ ـ ١٥ .[٢] لسان العرب : ج ٣ ص٤ «أرخ» .[٣] ر.ك : ص ١١١ (درنگى درباره تاريخ نگارى و پايه هاى تقويم تاريخ) .