دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٦
عوامل آنها را كشف كرده است و بنا بر اين ، تحقّق آنها را در موقعيت زمانىِ خاصّ خود ، طبيعى مى داند . [١] تاريخدان ، مى داند كه رويارويى با تاريخ ، بيهوده و رنج آفرين است و تنها راهِ برخورد با حوادث تلخ تاريخى و پيشگيرى از آنها ، برخورد علمى و منطقى است [٢] و بر اين پايه ، مورّخ كاردان ، سهم عمده اى در تكامل مادّى و معنوى جامعه بشر و ساماندهى تمدّن هاى بزرگ دارد . از اين رو ، آشنايى با دانش تاريخ و بويژه تاريخ معاصر ، سختْ مورد تأكيد قرآن و احاديث اسلامى است و خودِ امامان اهل بيت عليهم السلام كه مسئوليت هدايت و رهبرى جامعه را داشتند ، در كنار ساير علوم ، در بالاترين سطح ، از دانش تاريخ برخوردار بودند ؛ چنان كه امام باقر عليه السلام مى فرمايد : إنَّ مِن عِلمِ ما اُوتينا تَفسيرَ القُرآنِ وأحكامَهُ ، وعِلمَ تَغييرِ الزَّمانِ وحَدَثانِهِ . [٣] از جمله دانش هايى كه به ما داده شده است ، تفسير قرآن و علم به احكام آن و علم به دگرگونى زمان و سختى ها و بلاهاى آن است .
٣ . گواهى تاريخ
جالب توجّه است كه بدانيم استناد به «گواهى تاريخ» در گفتارها و نوشتارها ، ريشه در تعاليم اسلامى دارد . از نگاه متون اسلامى ، زمان ، مانند مكان ، شاهد و گواه اعمال انسان است و روزى به سود يا زيان او گواهى خواهد داد و چنان كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده ، هر روزِ نو از تاريخ ، خطاب
[١] ر . ك : ص ١٢٧ (عوامل دگرگونى هاى تاريخى) .[٢] ر . ك : ص ١٠٥ (سرزنش نكردن زمانه) و (نستيزيدن با زمانه) .[٣] الكافى : ج ١ ص ٢٢٩ ح ٣ .