دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧
درآمد
ارض ، در لغت
در لغت ، «أرض» به هر چيزى كه در پايين قرار دارد (در مقابل «سماء») ، اطلاق مى گردد . ابن فارس مى گويد : الهَمزَهُ وَالرّاءُ وَالضّادّ ثَلاثَةُ اُصول : أصلٌ يَتَفَرَّعُ وتَكثُرُ مَسائِلُهُ ، وأصلانِ لا يَنقاسانِ ، بَل كُلُّ واحِدٍ مَوضوعٍ حَيثُ وَضَعَتهُ العَرَبُ... وأمَّا الأَصلُ الأَوَّلُ ، فَكُلُّ شَيءٍ يَسفلُ ويقابِلُ السَّماءَ . [١] همزه و راء و ضاد ، سه اصل دارد : يك اصل ، فروع و مسائل بسيار دارد ، و دو اصل ديگر ، با هم قياس نمى شوند ؛ بلكه هر يك وضعى جداگانه دارند كه به وسيله عرب ، وضع شده اند... ؛ امّا اصل اوّل ، عبارت از هر چيزى است كه در پايين قرار دارد و در مقابل سماء (بالا) است . ديگر لغت شناسان نيز واژه «أرض» را چنين تفسير كرده اند . [٢] بنا بر اين ، كره خاكى كه ما بر آن زندگى مى كنيم و موضوع اين بخش است ، يكى از مصاديق معناى لغوى «أرض» است و بدان جهت «أرض» ناميده مى شود كه نسبت به آسمان ، پايين محسوب مى شود .
[١] مقاييس اللغة : ج ١ ص ٧٩ .[٢] ر. ك : الصحاح : ج ٣ ص ١٠٦٤ ، المفردات : ص ٧٣ ، التحقيق في مفردات القرآن : ج ١ ص ٦٩ .