دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٤
وعصمة الرواة من الخطأ والسهو والنسيان في نقل جميع ألفاظ الإمام عليه السلام ، وهو اعتقاد سخيف . فالحقّ عدم التعرّض لشيء ممّا ورد في رواية زينب العطّارة والتوقّف فيها . والعجب أنّ بعض الناس حاولوا تطبيق الرواية على العلوم الطبيعيّة والهيئة الإفرنجيّة ، والبعد بينهما أبعد ممّا بين السماء والأرض! [١] حقيقت ، آن است كه روايت زينب عطّاره ، به فرض كه قسمت هايى از آن ، حقيقتا از معصوم صادر شده باشد ، روايت ضعيفى است و ما به حفظ راويان آن و اين كه همه الفاظى را كه شنيده اند دقيقا ضبط كرده اند، اطمينان نداريم ؛ بلكه كسى كه معتقد است كه چيزى از اين روايت ، از معصوم صادر شده است و راويان ، از خطا و اشتباه و فراموشكارى در نقل همه الفاظ امام عليه السلام مصون اند ـ هر چند كه اين ، اعتقادى نادرست است ـ نيازمند به تأويل و توجيهات تكلّف آميز و مشمئز كننده و نيز ملتزم شدن به محالات است . حقيقت ، اين است كه نبايد به آنچه در روايت زينب عطّاره آمده است ، توجّه كرد. و عجيب است كه بعضى افراد ، سعى كرده اند تا اين روايت را بر علوم طبيعى و هيئت اروپايى ، تطبيق دهند ، در حالى كه ميان اين دو ، از زمين تا آسمان فاصله است . همچنين علاّمه مجلسى درباره حديث شماره ١٥٨٢ كه از تفسير القمّى از حسين بن خالد نقل شده است ، مى گويد : ولمّا كان هذا ظاهرا مخالفا للحسّ والعيان ، فيمكن تأويله ... . از آن جا كه اين ، آشكارا مخالف حس و عيان است ، مى توان آن را تأويل كرد ... . [٢]
[١] شرح اُصول الكافى ، ملاّ محمّدصالح مازندرانى : ج ١٢ ص ١٦٩ (حاشيه ميرزا ابو الحسن شعرانى) .[٢] ر . ك : بحار الأنوار : ج ٥٧ ص ٨٠ .