دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣
بر كسانى كه در گذشته حاكم بودند ، حكومت يافتند. با تتبّع در ساير احاديث اسلامى نيز قراين بيشترى بر اين كه مقصود از زمين هاى هفتگانه ، اقاليم سبعه است ، يافت مى گردد . [١] آنچه در دعاها در مورد هفت زمين آمده است نيز قابل حمل بر اين معناست .
ارزيابى روايات مربوط به تعدّد زمين
در مورد رواياتى كه دلالت بر تعدّد زمين دارند و قابل حمل بر اقاليم سبعه نيستند (مانند شمارى از احاديثى كه در باب پنجم گذشت) بايد توجّه داشت كه صدور هيچ يك از آنها از اهل بيت عليهم السلام قطعى نيست ؛ بلكه برخى از آنها مشتمل بر مطالبى است كه اگر ظاهر آنها مقصود باشد ، قطعا از خاندان وحى صادر نشده است ، چنان كه محقّق گران قدر ، علاّمه ميرزا ابوالحسن شَعرانى ، در مورد روايت شماره ١٥٦٩ كه به روايت «زينب عطّاره» معروف است، [٢] مى گويد : والحقّ أنّ رواية زينب العطّارة ضعيفة ـ على فرض صدور شيء منها حقيقة من المعصوم ـ لا نطمئنّ بحفظ الرُّواة وضبطهم جميع الألفاظ الَّتي سمعوها ، وإنّما يحتاج إلى تكلّف التأويل والتوجيه بما يشمئزّ منه الطّبع والالتزام بالمحالات من يعتقد صدور شيء منها من المعصوم
[١] در قرآن ، ٣١١ بار كلمه «سماء» آمده كه ٢١٥ بار آن به صورت جمع است .[٢] هفت بار به صورت «سبع سماوات» و «السماوات السبع» ، يك بار به صورت «سبع طرائق» و يك بار «سبعا شدادا» .[٣] طلاق : آيه ٢ .[٤] گفتنى است كه در تفسير جمله : «وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» ، چهارده قول وجود دارد (ر . ك : التبيان : ج ١٠ ص ٤١ ، تفسير غريب القرآن : ص ٣٣٠ ، زاد المسير : ج ٨ ص ٤٧ ، الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٩ ص ٣٢٦ ، من وحى القرآن : ج ٢ ص ٣٤٧ ، شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : ج ٩ ص ٣٠٤ و ج ١٠ ص ٤٦٦ ، تفسير العاملى : ج ٨ ص ٣٠ ، منهج الصادقين : ج ٩ ص ٣٢٨ ، تفسير فخر رازى : ج ٣ ص ٤٠ ، كشف الحقائق : ج ٣ ص ٦٠٠ ، المفردات : ص ٢٤٣ ، تفسير نمونه : ج ٢٤ ص ٢٦٠ ، الكاشف : ج ٧ ص ٣٥٧ ، أطيب البيان : ج ١٣ ص ٦٥ ، فيض القدير : ج ٦ ص ٥٠١ ، الهيئة و الإسلام : ص ١٧٨ ، شرح أسماء الحسنى : ج ١ ص ٥٤ .[٥] نهج البلاغة : خطبه ١٩٢ .[٦] نهج البلاغة : خطبه ١٩٢ .[٧] نهج البلاغة : خطبة ١٩٢ .[٨] مانند : آنچه از پيامبر خدا نقل شده : «ما من ذي زكاة مال نخل او لا زرع ولا كرم يمنع زكاة ماله إلا قلّدت أرضه في سبعة أرضين يطوق بها إلى يوم القيامة؛ هيچ مكلّف به پرداخت زكاتى از خرما ، كشت و انگور ، از پرداخت آن خوددارى نكرد ، مگر اين كه زمينش در هفت زمين ، طوق گردن اوست» (بحار الأنوار : ج ٩٣ ص ٨) .[٩] گفتنى است كه كلينى رحمه الله اين روايت را به سند خود از حسين بن زيد هاشمى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است و امام عليه السلام جريان ملاقات زينب عطّاره با پيامبر خدا و مطالبى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او گفته ، نقل نموده است . بنا بر اين ، بر موثّق بودن يا نبودن او اثرى ، مترتّب نيست ، چنان كه برخى پنداشته اند . با اين وجود ، ظاهرا به دليل بودنِ حسين بن زيد هاشمى در سلسله سند اين روايت ، علاّمه مجلسى درباره سند آن مى گويد : «مجهول و يمكن عدّه في الحسان (روايت مجهول است و البته ممكن است آن را جزء روايات حسن به شمار آورد)» (ر . ك : مرآة العقول : ج ٢٦ ص ٣) .[١٠] شرح اُصول الكافى ، ملاّ محمّدصالح مازندرانى : ج ١٢ ص ١٦٩ (حاشيه ميرزا ابو الحسن شعرانى) .[١١] ر . ك : بحار الأنوار : ج ٥٧ ص ٨٠ .[١٢] الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٩ ص ٣٢٨ .