دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥
انحطاط و سقوط جوامع انسانى است .
درآمد
مورّخ كاردان ، در واقع ، همانند كسى است كه به درازاى تاريخ ، عمر كرده و تجربه اندوخته است ، چنان كه امام على عليه السلام مى فرمايد : إنّي وإن لَم أكُن عُمِّرتُ عُمُرَ مَن كانَ قَبلي ، فَقَد نَظَرتُ في أعمالِهِم ، وَفَكَّرتُ في أخبارِهِم ، وسِرتُ في آثارِهِم ، حَتّى عُدتُ كَأَحَدِهِم ، بَل كَأَنـّي بِمَا انتَهى إلَيَّ مِن أمرِهِم قَد عُمِّرتُ مَعَ أوَّلِهِم إِلى آخِرِهِم» . [١] من اگر چه عمر پيشينيانم را ندارم ، در كارهاى آنها نگريسته ام و در اخبار و سرگذشت آنان انديشيده ام و در آثار آنها سير كرده ام ، تا جايى كه همانند يكى از آنها شده ام ؛ بلكه به سبب آگاهى هايى كه از آنها به من رسيده است ، گويى با اولين آنها تا آخرينشان زندگى كرده ام . جامعه زمان شناس ، جهت گيرى هاى فرهنگى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى خود را با مقتضيات زمان ، هماهنگ مى كند و از اين رو ، در تهاجم شبهات ، آسيب نمى بيند . تاريخدان ، در سخت ترين وضعيت سياسى و اجتماعى ، دچار نوميدى نمى گردد و در اميدْبخش ترين موقعيت ها ، به آرزوها و آرمان هاى دور از دسترس ، دلْ خوش نمى كند ؛ چرا كه با عوامل دگرگونى هاى تاريخى آشناست . [٢] تاريخ شناس ، در حوادث مهمّ تاريخى ، شگفت زده نمى شود ؛ زيرا علل و
[١] راجع : ص ٩٧ ح ١٣٨١ .[٢] ر . ك : ص ١٢١ (پايدارى قوانين تاريخ)