دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣١
شد و [ از گناه ] باز ايستاد ، و اجابت كرد و انابه نمود ، و برگشت و توبه كرد ، و الگو برگرفت و پيروى اش كرد ، و به او نشان داده شد و ديد . پس ، در طلب [ حق ] شتافت ، و گريخت و نجات يافت . پس ، ذخيره اى اندوخت ، و نهاد[ش] را پاك ساخت ، و آخرت را آباد ساخت ، و براى روز كوچيدنش و راه سفرش و وقت نيازش و جايگاه حاجتش توشه برگرفت ، و آن را براى سراى ماندگارى اش پيشاپيش فرستاد . ج . نكوهش كسانى كه به سيره انبياى الهى و اوصياى آنان تأسّى نمى كنند و با خودمحورى ، زمينه نابودى استعدادهاى انسانىِ خويش را فراهم مى سازند . امام على عليه السلام در اين باره چنين مى فرمايد : فيا عَجَبا ـ وما لي لا أعجَبُ ـ مِن خَطَأِ هذِهِ الفِرَقِ عَلَى اختِلافِ حُجَجِها في دينِها ، لا يَقتَصّون أثَرَ نَبِيٍّ ، ولا يَقتَدونَ بِعَمَلِ وَصِيٍّ ، ولا يُؤمِنونَ بِغَيبٍ ، ولا يَعفونَ عَن عَيبٍ ، المَعروفُ فيهِم ما عَرَفوا ، وَالمُنكَرُ عِندَهُم ما أنكَروا ، وكُلُّ امرِىً مِنهُم إمامُ نَفسِهِ ، آخِذٌ مِنها فيما يَرى بِعُرىً وَثيقاتٍ ، وأسبابٍ مُحكَماتٍ . [١] در شگفتم ـ و چرا در شگفت نباشم ـ از خطاى اين گروه ها ، با آن كه در دينشان حجّت هاى گوناگون دارند! نه گام در جاى گام پيامبر صلى الله عليه و آله مى نهند ، و نه به رفتار و كردار وصى[ ى او ] اقتدا مى كنند. نه به غيبى ايمان دارند ، و نه از عيبى چشم مى پوشند . معروف در ميان آنان ، همان چيزى است كه خود ، معروف مى دانند ، و منكر ، چيزى است كه خود ، منكر مى شمرند . هر يك از اينان ، پيشواى خويش است ، و به دستگيره ها و ريسمان هايى كه خود ، آنها را محكم و استوار مى پندارد ، چنگ مى زند .
[١] احزاب : آيه ٢١ .[٢] ر . ك : ص ٣٨٠ ح ١٦٦٧ .[٣] نهج البلاغة : خطبه ٨٣ ، تحف العقول : ص ٢١٠ ، بحار الأنوار : ج ٧٨ ص ٤٨ ح ٦٧ .[٤] الكافى : ج ٨ ص ٦٤ ح ٢٢ ، الإرشاد : ج ١ ص ٢٩٢ (از امام صادق عليه السلام ) ، نهج البلاغة : خطبه ٨٨ ، بحار الأنوار : ج ٥١ ص ١٢٢ ح ٢٤ .[٥] الكافى : ج ٨ ص ٢٣٤ ح ٣١٢ ، الخصال : ص ١٨ ح ٦٢ ، تحف العقول : ص ٢٨٠ ، بحار الأنوار : ج ١ ص ٢٠٧ ح ٤ .[٦] الجعفريّات : ص ١٩٧ ، النوادر ، راوندى : ص ١٠٠ ح ٥٩ (از امام كاظم عليه السلام از پدرانش) ، بحار الأنوار : ج ٧٢ ص ٢٠٨ ح ١٠ .