دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣
زمين هاى هفتگانه و آنچه در درون آنها و بر روى آنهاست ، بر پشت خروس است ، همانند حلقه اى در بيابانى خشك و خالى ، و خروس داراى دو بال است : يك بال او ، در مشرق است و بال ديگرش در مغرب ، و دو پايش در مرزها[ ى زمين ] . نيز در نقلى از كعب آمده است : الأَرَضونَ السَّبعُ عَلى صَخرَةٍ ، وَالصَّخرَةُ في كَفِّ مَلَكٍ ، وَالمَلَكُ عَلَى جَناحِ الحوتِ ، وَالحوتُ فِي الماءِ ، وَالماءُ عَلَى الرّيحِ ، وَالريّحُ عَلَى الهَواءِ ، ريحٌ عَقيمٌ لا تُلقِحُ ، وإنَّ قُرونَها مُعَلَّقَةٌ بِالعَرشِ . [١] زمين هاى هفتگانه بر روى صخره اى قرار دارند ، و صخره در كف فرشته اى است ، و فرشته بر روى بال ماهى است ، و ماهى در درياست ، و آب بر روى بادست ، و باد بر روى هواست ؛ بادى است سترون كه بارور نمى سازد ، و شاخ هاى آن [ ماهى ،] به عرش آويخته است . و ... . سه . آنچه از ظاهر اين روايات فهميده مى شود ، خلاف عقل ، علم و نيز قرآن و احاديثى است كه به روشنى دلالت دارند كه زمين ، تكيه گاهى قابل رؤيت ندارد و به امر خداوند متعال در فضا معلّق است . همچنين مخالف آيات و احاديثى است كه به كُروى بودن زمين ، اشاره دارند . [٢] از اين رو ، مفهوم ظاهرى اين احاديث ، فاقد ارزش علمى و اسلامى است . چهار . با عنايت به آنچه گذشت ، پژوهشگران در مواجهه با روايات مذكور ،
[١] الدرّ المنثور : ج ٨ ص ٢١١ . براى ديدن امثال اين روايات ، ر . ك : ص٢١٠ـ٢١٢ .[٢] مانند آيه ٤٠ از سوره معارج : «فَلاَ أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَـرِقِ وَ الْمَغَـرِبِ ؛ سوگند به پروردگار خاوران و باختران »زيرا كروى بودن زمين ، مستلزم آن است كه در هر موقعى ، هر نقطه از زمين ، براى گروهى مشرق و براى گروهى ديگر ، مغرب باشد .