دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٧
١٤٨٥.امام على عليه السلام : كسى كه به روزگار ، خوشبين باشد ، اندرزهاى زمانه را نفهميده است .
١٤٨٦.امام زين العابدين عليه السلام ـ از اندرزهاى ايش از رفتارى كه خداوند با ستمگران كرده و در كتاب خويش ، شما را از آن برحذر داشته است ، بترسيد ، و از اين كه يكى از عذاب هايى كه در قرآن به مردمان ستمگر ، وعده داده شد ، بر شما فرود آيد ، خود را ايمن مپنداريد . به خدا سوگند كه خداوند در كتاب خويش ، ديگران را مايه اندرز شما قرار داده است . خوش بخت كسى است كه ديگرى مايه اندرز او قرار گيرد . خداوند ، بلاهايى را كه بر سرِ اقوام ستمگر پيش از شما ، از مردمان آبادى هاى مختلفْ آورده ، به گوش شما رسانيده است ، آن جا كه مى فرمايد : «و چه بسيار آبادى ها را كه ، [مردمش ]ستمكار بودند ، در هم شكستيم» . مقصود از آبادى ، مردم آن است ، به دليل اين كه [ در ادامه ]مى فرمايد : «و پس از آن ، قومى ديگر پديد آورديم» ، و مى فرمايد : «پس چون عذاب ما را احساس كردند ، به ناگاه از آن مى دويدند» ، يعنى مى گريختند . فرمود : «ندويد و به سوى آنچه در آن متنعّم بوديد و [به] سراهايتان بازگرديد ، باشد كه مورد پرسش قرار گيريد» و چون عذاب بر آنان فرود آمد ، «گفتند : اى واى بر ما ، كه ما واقعا ستمگر بوديم! سخنانشان پيوسته همين بود ، تا آنان را درو شده بى جان گردانيديم» . به خدا سوگند كه اين ، اندرزى به شما و يك تهديد است ، اگر اهل اندرز گرفتن و ترسيدن باشيد .
١٤٨٧.تاريخ دمشق ـ به نقل از زُهْرى ، درباره امام زين شنيدم كه على بن حسين عليهماالسلام سرور عبادت كنندگان ، نفس خود را محاسبه مى كرد و با پروردگارش مناجات مى نمود و مى گفت : «اى نفس! فريفته شدن به دنيا تا كى؟ و پرداختن به آبادانى آن ، تا چند؟... به امّت هاى گذشته و شاهان نابود شده بنگر كه چگونه روزگار آنها را به دست فنا سپرد و مرگ به سراغشان آمد و آثارشان از دنيا محو شد و سرگذشتشان باقى ماند : {٠ در دل خاك پوسيدند و تعطيل شد / انجمن هاى ايشان و خالى گشت قصرها . ٠} {٠ و به سرايى رفتند كه ميانشان ديد و بازديدى نيست / كجا گورنشينان را [ياراى] ديد و بازديد تواند بود؟!» . ٠}