دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٨
بدين ترتيب بود كه سال را به دوازده ماهِ سى روزه تقسيم مى كردند كه جمعا ٣٦٠ روز مى شد. پنج روزِ باقى مانده را در پايان آبان ماه يا اسفند ماه بر آن مى افزودند كه جمعا ٣٦٥ روز مى شد . با اين حال ، پنج ساعت و ٤٨ دقيقه و ٤٥ ثانيه ٥١ صدم ثانيه باقى مى مانْد . اين زمان ، در هر چهار سال ، يك روز مى شد و از آن جا كه در محاسبه نمى آمد ، روز اوّل فروردين در فصول سال ، تغيير مى كرد . بنا بر اين، ماه هاى شمسى نيز در آن زمان ، مانند ماه هاى قمرى در فصول سال ، متغيّر بود . معناىِ اين سخن آن است كه نوروز ، در ابتداى فروردينِ واقعى ، يعنى نقطه آغاز اعتدال ربيعى قرار نداشت . زمانى كه يزدگرد سوم ، آخرين شاه ساسانى ، در سال ٦٣٢ م به تخت نشست ، روزِ نخست سال ، يعنى اوّل فروردين در آن تاريخ ، مطابق با شانزدهم حُزَيران (ژوئن) بود (مطابق با ٢٧ خرداد). پس از آن ، با محاسبه ياد شده ، روز نوروز يا اوّل فروردين ، هر چهار سال ، يك روز به عقب مى آمد . در سال ٤٦٧ق ، روز نوروز ، مطابق دوازدهم حوت (اسفند) بود . در اين سال ، ملك شاه سلجوقى ، دستور داد تا منجّمان ، محاسبه دقيقى از سال شمسى انجام دهند و روز اوّل فروردين را تعيين كنند . بر اساس محاسبه خواجه عبد الرحمان خازنى ، منجّم مرو ، به جاى آن كه بر اساس محاسبه قبلى ، روز واقعى دوازدهم اسفند ، اوّل فروردين دانسته شود ، اوّل فروردين را هجده روز جلوتر بردند و در ابتداى اعتدال ربيعى ، يعنى فروردينِ واقعى قرار دادند . در محاسبه جديد ، هر سال را در چهار نوبت ، ٣٦٥ روز محاسبه مى كردند (دوازده سى روز ، به ضميمه پنج روز كه در آخر ماه آبان يا اسفند افزوده مى شد) و سال پنجم را ٣٦٦ روز محاسبه مى كردند . البته پس از هر هشت دوره چهار ساله ، سال پنجم را ٣٦٦ روز قرار مى دادند . در اين محاسبه ، آن پنج ساعت و اندى نيز در