دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٦
محقّق معاصر ، سيّدجعفر مرتضى عاملى ، اين نظريه را بر گزيده است . {-٢-}
٢ . خليفه دوم ، تاريخ هجرى را پايه نهاد
نظريه ديگر ، اين است كه در سال هفدهم هجرى ، خليفه دوم ، تصميم گرفت كه مَبدأى براى تاريخ قرار دهد . پيشنهادهاى مختلفى مطرح شد . برخى تاريخ روم ، [٢] برخى تاريخ فارس، [٣] برخى تولّد پيامبر صلى الله عليه و آله ، [٤] برخى بعثت، [٥] و برخى وفات ايشان [٦] را پيشنهاد كردند ؛ امّا امام على عليه السلام هجرت را پيشنهاد كرد و همين ، پذيرفته شد . سعيد بن مسيَّب مى گويد : قال عمر : متى نكتب التّاريخ؟ وجمع المهاجرين . فقال له عليّ عليه السلام : «من يوم هاجر النبيُّ صلى الله عليه و آله إلى المدينة» . فكُتب التّاريخ . [٧] عمر گفت : از كِى تاريخ بنويسيم؟ او مهاجران را گِرد آورد . على عليه السلام به او فرمود : «از روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت كرد» . پس همان ، مبدأ تاريخ قرار داده شد . فاضل گران قدر ، آقاى رسول جعفريان ، ميان نظريه اوّل و دوم ، به گونه اى جمع كرده كه به نظر ، درست مى رسد . او مى گويد : آنچه از مجموع مسائلى كه در اين زمينه نقل شده ، به دست مى آيد ، اين است كه هجرت ، به عنوان يك تحوّل مهم در دوره حيات رسول خدا ، مبدأ رخدادها به شمار مى آمده است ؛ امّا با وفات رسول خدا و پيدايش رخدادهاى ديگر ، محتملاً از اهمّيت آن كاسته شده و يا حتّى به فراموشى سپرده شده
[١] ر. ك : الصحيح من سيرة النبى الأعظم صلى الله عليه و آله : ج ٤ ص ١٨٦ ـ ٢٠٢ .[٢] تاريخ الطبرى : ج ٢ ص ٣٨٩ .[٣] همان جا .[٤] كنز العمّال : ج ١٠ ص ٣١٠ ح ٢٩٥٥٦ .[٥] همان جا .[٦] همان جا .[٧] التاريخ الكبير : ج ١ ص ٩ .