ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٦ - امان زمين و امنيت زمينيان
امان زمين و امنيت زمينيان
سخنرانى دكتر محمود گلزارى
امنّيت جزو نيازهاى اساسى انسان و فصل مشترك همه مشكلات انسان از بيمارىهاى روانى گرفته تا خودكشى، اعتياد و بزهكارى است. مبحث امنّيت از نظر روانشناسى بهخصوص در بهداشت روانى و در آسيبشناسى روانى اهمّيت بسيار دارد. آرامش، رشد، شكوفايى انسان، بروز همه استعدادها و خلاقيّتها و نيل به همه كمالات انسانى در سايه امنّيت بهدست مىآيد.
روانشناسان بر اين باورند كه انسان نياز دارد در سايه احساس امنّيت، دنيا و حوادث دنيا را قابل پيشبينى، قانونمند، منظّم و قابل اعتماد و اطمينان بداند.
امنّيت در لغت مقابل ترس و اضطراب و مترادف با آرامش قلب است. دانشمندان علوم سياسى از زواياى ديگرى به امنّيت نگاه مىكنند. لورنس مارتين امنّيت را تضمين رفاه مادّى مىداند. جان مورس آن را رهايى از تهديدات زيانبخش تعريف مىكند. والتر ريتمن از نظريّهپردازان مسائل سياسى اجتماعى معتقد است: هر ملّتى تا جايى داراى امنّيت است كه در صورت عدم توسّل به جنگ مجبور به رها كردن ارزشهاى خود نباشد و چنانچه در معرض چالش قرار بگيرد. بتواند با پيروزى آنها را حفظ بكند. صاحبنظر ديگر علوم سياسى آرنولد ولفرز معتقد است كه امنّيت در معناى عينى آن يعنى فقدان تهديد نسبت به ارزشهاى كسب شده و در معناى ذهنى آن يعنى فقدان هراس از اينكه ارزشهاى مزبور مورد حمله قرار گيرد.
در كتاب گران سنگ «غررالحكم و دررالكلم»، كه در آن حدود يازده هزار روايت از على (ع) جمعآورى شده، روايات بسيار جالب و سازندهاى درباره امنّيت بهخصوص از بعد روانشناسى آمده است.
حضرت على (ع) در آنجا مىفرمايد كه:
«لانعمة أهنأ من الأمن؛ هيچ نعمتى گواراتر از امنّيت نيست.»
جاى ديگرى مىفرمايد كه: «ماهيّة العيش فى الأمن؛ اصل و اساس زندگى امنّيت است.»
يا: «شرّ البلاد بلد لا أمن فيه ولا خضب؛ بدترين شهرها جايى است كه امنّيت و سرسبزى در آن نباشد.»
باز در همين كتاب داريم كه: «شرّ الأوطان مالم يأمن فيه القطّان؛ بدترين وطنها جايى است كه اقامت كنندگان در آن احساس امنّيت نكنند.»
خلاقيت و استعدادهاى انسان در پرتو امنّيت شكوفا مىشود و نيل به كمالات انسانى براى او ميسّر مىگردد. براى مسئله امنّيت و اينكه چه بكنيم تا انسان يا انسانها داراى امنّيت روانى باشند؛ بايد در نظر بگيريم كه عوامل مهمّ امنّيت دو دستهاند: عوامل فردى و عوامل اجتماعى- حكومتى.
در عوامل فردى بايد توجّه داشته باشيد كه اگر انسان مفهوم تكانههاى نفسانى خود باشد؛ اگر خشم، شهوت، حرص، طمع، بخل و ... بر او حكومت كند، هرگز به امنّيت و آرامش دست نمىيابد. در زمينه عوامل اجتماعى- حكومتى هم بايد گفت كه:
يك دولت با ثبات و مشروع و مقتدر، بهترين منبع ايجاد امنّيت است؛ ولى اگر خود دولت دچار مشكلاتى باشد، امنّيت افرادش را دچار مخاطره مىسازد.
تهديدات دولت يا ناشى از وضع و اجراى قوانين داخلى يا ناشى از اقدامات سياسى- ادارى، مستقيم عليه بعضى از افراد و گروههاست يا ناشى از روابط خارجى دولت است. در هر صورت حكومت بايد بهجاى اعمال قدرت، اختناق و ديكتاتورى، عامل اقتدار باشد و با تكيه بر مردم و مشروعيت و مقبوليت خودش، نه تنها ناامنى براى افراد ايجاد نكند، موجد امنّيت فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى هم باشد. آنچه كه ما در تجربه تاريخى ديدهايم و آنچه كه در ديدگاههاى دينى، بهخصوص اسلام و برنامههاى دقيق مربوط به حكومت امام عصر (ع) در ميان شيعه مطرح شده، بنا به دلايل مفصّلى كه در اينجا فقط يك اشاره كوتاه به آن مىكنيم، نشان مىدهد كه امنّيت در قبل از زمان حكومت امام عصر (ع) به اين جامعيت،