ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - اتوپيا، سرزمين موعود و واقعيّت هاى فراموش شده
ايدئولوژى شووينيسم و صدها ايدئولوژى سياسى، فرهنگى، هنرى، اجتماعى، فلسفى و ... ديگر.
تقابل ايدئولوژىها و تضادّ منافع در بستر اجتماعى اروپا، در قرون ١٨، ١٩، ٢٠ م. زمينه جنگهاى عظيمى شد. تنها در دو مورد آن، يعنى جنگهاى اوّل و دوم جهانى، دهها ميليون نفر كشته شدند. جالب اين است كه صحنهگردان اين تحوّلات در قرون ١٨، ١٩، ٢٠ م. در غرب، يهوديان هستند: از يك سو خاندان روتچيلدها در پهنه اروپا، جنگافروزى نموده و از دولتهاى درگير حمايت مالى مىكنند، از سوى ديگر متفكّران يهود، اين منازعات را تئوريزه مىكنند. بيش از ٦٠ درصد
متفكّران طراز اوّل غرب مدرن، از اسپينوزا تا ماركس و از فرويد تا انيشتين يهودى بودهاند. در واقع ايدئولوژىها، تفكّرات خامى بودهاند كه عمدتاً (نه همه آنها) از ذهنهايى يهودى تراوش كردهاند. خاندان يهودى مديچى در «ايتاليا»، با ايجاد نظام مالى ربامحور موسوم به بانك، رنسانس و جنبش اومانيسم را پشتيبانى نمودند و عصر مدرن را به تبع روند پسارنسانس آغاز نمودند و خاندان يهودى روتچيلد در انگليس و اروپاى غربى و آمريكا با ايجاد نظام قرضه ملّى و سهام، ايدئولوژى اجتماعى «يهودپايه» را پشتيبانى نمودند. متأسّفانه در جامعه دانشگاهى «ايران» در حوزه علوم انسانى، همواره اين فرض غلط مطرح است كه غرب با تفكّر فلسفى امثال دكارت و كانت و هگل، يا جان لاك و ماركس به پيشرفت مادّى كنونى نائل آمده است. حال آنكه نقش خاندان مديچى و روتچيلد از يك سو و نقش كريستف كلمب و واسكو دوگاما، يا تاسمانى و ماژلان، از سوى ديگر، بيش از ٩٠ درصد و نقش فلاسفه و ايدئولوگها كمتر از ١٠ درصد از پيشرفت تمدّنى غرب را رقم زدهاند.
بنابراين ابتلاى غرب به ايدئولوژىگرايى به دليل شتاب روزافزون پيشرفت مادّى غرب و در نتيجه تحوّلات سريع اجتماعى در اروپا بود و از اين رو بشر غربى مجبور شد انديشههاى خام و آزمون نشدهاى را به عنوان نرمافزار اداره جامعه ببافد و معرفى كند.
\* نسبت اين ايدئولوژىها با اتوپياى غربى چيست؟
همانگونه كه بيان شد، اتوپيا، طرح استراتژيك خوانده مىشود و استراتژى، خود به موازات تاكتيك و تكنيك، ماحصل مرحله سوم تفكّر و باور، يعنى دكترينا است. در واقع تنها «دكترينا» ست كه به تكنولوژى، تاكتولوژى و استراتژيولوژى منتّج مىشود و از مرحله دوم يعنى «ايديا»، اين لايههاى سهگانه تعيّن تفكّر، پديد نمىآيد. اتوپيا، به عنوان طرح استراتژيك، برخاسته از مرحله سوم، يعنى دكترينا است؛ امّا هنگامى كه از مرحله دوم، يعنى ايديا انتظار سيستم عامل و نرمافزار وجود داشته باشد، اين سيستم عامل يا نرمافزار ايدئولوژيك، يك انديشه خام است و مدل جامعى در قالب اتوپيا ارائه نمىكند؛ در نتيجه مثلًا اگر از ايدئولوژى ماركسيسم استفاده شد، براى تحقّق اتوپياى شوروى، وقتى كه ظهور و بروز پيدا نمود، تازه مشخّص شد كه چه جهنّم عجيبى است.
يا مثلًا تحت تأثير ابرمرد نيچه و در كنار دست مارتين هيدگر، آدولف هيتلر اتوپياى ايدئولوژى نازيسم را به گونهاى آغاز كرد كه مدخل آن نژادپرستى بود. همچنين پس از فروپاشى شوروى كه موجب به حاشيه رفتن ماركسيسم شد و در نتيجه ايدئولوژى «نئوليبراليسم»، تنها ايدئولوژى برتر جهان معرفى شد، اتوپياى ليبرال كاپيتاليسم آمريكا