ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٨ - ٤ مدينه تربيت
٣. مدينه امن و سلام:
به اعتقاد روان شناسان، از مهمترين نيازهاى اساسى بشر كه در هرم نيازهاى وى جايگاه ويژهاى دارد، نياز به امنيّت است. البتّه اين نياز در ابعاد مختلفى تجلّى مىيابد، امنيّت اخلاقى، اقتصادى، حقوقى، اجتماعى، خانوادگى و ... آنچه از حجم زيادى از روايات ظهور بر مىآيد، نشان مىدهد كه مدينه فاضله اسلامى، شهر امن و سلام است، آن هم امنيّت در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن.
در روايتى از امام صادق (ع) در تفسير آيه شريف:
«وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ»
مى فرمايد:
«نزلت فى القائم و اصحابه»[١]
يعنى وعده خداوند، مبنى بر اينكه وحشت و خوف مؤمنان را به امنيّت و سلام تبديل مىكند، در زمان ظهور آن حضرت، معنى و مصداق كامل مىيابد و انسانها در آن موعد شريف است كه مىتوانند با قلبى آسوده و فارغ از هرگونه دغدغه اقتصادى، حقوقى، اخلاقى و اجتماعى سر بر بالين آرامش بگذارند و زندگانى دنيا را دور از خطرهاى دلهرهآميز هميشگى ببينند. بنابراين، گردنههاى پرخطر و پرنشيبى كه در زندگى هر انسان به واسطه روابط نادرست حاكم در اجتماع پديد مىآيد، در آرمان شهر اسلامى جايى و جايگاهى ندارد. اين نيز سعادتى است زمينى در يك شهر آرمانى و آسمانى.
٤. مدينه تربيت:
پيش از اين يادآور شديم كه تمدّن غرب، اساس پيشرفت خويش را بر مبناى توجّه به انسان پايهگذارى كرده و انسان محورى و انسان مدارى، جزو نرم افزارهاى اساسى در پيشرفت غرب محسوب مىگردد. امّا همان انسان كه مقصود و غايت پيشرفت تلقى شده، همان انسان در تماميت وجوديش، در اين تمدّن فراموش شده و بحران تمدّن غرب، در ابعاد مختلف: اخلاقى، اجتماعى و تربيتى آن مؤيد صريح اين غفلت و ناكامى است. انسانى كه فقط از يك سو نظاره شد و تنها ابعاد مادّى او، در محاسبه آمد، انسانى است كاريكاتورى و ابتر و بالطّبع، نمىتوان او را در عالم خارج، انسان ناميد و مشكل غرب در همين سوءتفاهم كوچك است!
چندين قرن است كه براى آسايش تن، هر چه فرمول اقتصادى و سياسى به ياد داشتهاند و هر چه امكانات علمى و تكنيكى در اختيار داشتهاند، به استخدام در آوردهاند، تا شايد بتوانند آسايش اين جهانى انسان را بدو باز گردانند، حال آن كه او، پس از اين همه تلاش، هيچگونه آرامشى در خود نمىيابد، جهان را تنگ، تاريك و سرد مىبيند و در آن احساس حقارت و پوچى مىكند و اين جريان، به اعتقاد منتقدان درون اين نظام، جز به نابودى انسان نمىانجامد و اين آن چيزى است كه بايد آن را انسان مدارى واژگونه، يا انسانگرايى نسيانگرانه ناميد. همين معنى را از زبان يكى از منتقدان فرانسوى نظام غرب بازگو مىكنيم:
تمدّن جديد كه به هنگام حركت آغازين خود مىخواست (انسانگرا) باشد و به انسان آنچنان اصالتى داد كه او را آغاز و انجام همه چيز كرد، اكنون به ماجرايى اين چنين شگفت دچار شده است. در روزگار ما، تار و پود مفهوم انسان از هم گسسته است ... به هر حال، تمدّنى كه خود را (انسانگرا) مىناميد، نظامى از آب در آمده است كه آدمى را تحقير مىكند و مىفريبد و سرانجام نابودش مىسازد. تحقير آدمى در اين معنى و از اين راه است كه تمدّن يادشده، انسان را به دستگاهى مركّب از يك سلسله وظايف كمّى و مادّى و به ماشينى منحصراً توليدكننده و مصرفكننده تبديل مىنمايد.[٢]
امّا در آرمان شهر اسلامى، همانگونه كه ترسيم كرديم، فقط سخن از آسايش تن نيست. فقط سخن از وفور ثروت و رفاه مادّى نيست، در تصوير مهندسان اين مدينه، انسان فقط تن نيست، بلكه موجودى است داراى ابعاد مختلف كه تكامل و رشد او، در گرو رشد متوازن تمامى آن ابعاد است و آن بهشت زمينى تحقّق نمىيابد مگر آنكه بارقهاى از آسمان نيز در آن حلول كند. تربيت و پرورش روح انسانها و توجّه به اخلاق و فضايل روحى، كه از اساسىترين برنامههاى ظهور است، در همين راستا معنى مىيابد. مدينه فاضله، در عين حالى كه شهر عدالت است، شهر رفاه، امنيّت، تربيت و شهر سجايا و فضايل انسانى است. در آن محيط، انسانهاى صالح تربيت مىيابند تا جامعهاى آرمانى و صالح بنا سازند. در آنجا، در كنار دستيابى انسانها به غناى مالى، از غناى قلبى و روحى بهرهمند مىگردند[٣] و در كنار اتمام نعمت و وفور ثروت، به اكمال اخلاق و فضيلتهاى انسانى راه مىيابند.[٤] كينههاى اخلاقى از قلبها ريشهكن مىگردد[٥] و دروغ و تزوير و نامردمى، در روابط اجتماعى، جاى خود را به يكرويى و يكرنگى مىبخشد و به واقع، در چنين بسترى است كه رفاه، عدالت و امنيّت نيز معنا، مفهوم و حقيقت خويش را باز مىيابند و جز با اين نگرش همه جانبه به انسان و در كنار هم چيدن اجزاى حقيقى او در برابر هم، نمىتوان به تعبير رؤياى هميشگى انسان در تأسيس آرمان شهر انسانى پرداخت.