ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - آمريكا آخرين اتوپياى غرب
غربى، ادامه اتّحاد با نظام جهانى سرمايهدارى، ادامه دسترسى غرب به موارد اوّليهاى كه اهمّيت استراتژيك دارند، نظم، ثبات در بهترين حالت، حصول خط مشىاى كه با ايالات متّحده خصومتى نداشته باشد و همه اينها مىبايست از طريق پرورش نخبگان بومى انجام مىگرفت.[١]
مدير بخش علوم اجتماعى «بنياد راكفلر» در سال ١٩٤٩ م. حتّى درباره نقش علوم اجتماعى در كمك به امكانپذير كردن تكامل منظّم كشورهاى صنعتى نشده به اظهارنظر پرداخت. در مجموع چنين تصوّر مىشد كه توسعه تدريجى و حساب شده در كشورهاى جهان سوم به استمرار ثبات جهانى كمك كرده و از پيشروى رژيمهاى راديكال و احتمال ملّى كردن مايملك خارجيان كه در كنار آن وجود داشت، پيشگيرى مىكند و در عين حال جوّى بين المللى ايجاد مىكند كه در آن بنيادهاى بزرگ مىتوانند نقش حسّاسى را در توسعه نظامهاى ملّى ايفا كنند.[٢]
در پايان به يكى از يادداشتهاى «شوراى روابط خارجى آمريكا» كه گرداننده اصلى سياست خارجى و كلان ايالات متّحده آمريكاست، اشاره مىكنيم. اين يادداشت درباره رسيدن به يك اتّفاقنظر پيرامون نظم نوين جهانى تأكيد مىكند كه پروژههاى تحقيقاتى مورد نظر شورا بايد:
استراتژيستهايى را برگزينند كه رفتار تمامى عناصر وابسته به يكديگر در جامعه بين المللى، شخصيّتها، دولتها، مؤسّسات دولتى، گروههاى نخبگان، شركتهاى صنعتى، گروههاى ذى نفوذ، انجمنهاى تودهاى و ديگر گروهها و سازمانها در سطوح ملّى و فراملّى را تعديل و هماهنگ نمايد.[٣]
پىنوشتها:
[١]. تئورىهاى امپرياليسم، ولفگانگ، ص ١٣٦.
[٢]. همان، ص ١٣٨.
[٣]. امانيسم يا مذهب اصالت بشر.
[٤]. اين اثر با عنوان جديد «نقش روشنفكرى» توسط انتشارات هلال باز نشر شده است.
[٥]. در سال ١٩٧٠ م. برژينسكى، كتاب «ميان دو عصر» نقش آمريكا در عصر تكنترونيك را نوشت كه بنياد و پايه سه جانبه خواهى به شمار مىرود. او خواهان تشكيل «جامعه ملّتهاى پيشرفته» مركّب از ايالات متّحده، اروپاى غربى و ژاپن شد. اينها حياتىترين منطقههاى جهان هستند ...
(در ماه دسامبر (١٩٧١ م.) برژينسكى كه در آن موقع استاد دانشگاه كلمبيا بود، مطالعات سه طرفه را زير نظر نظارت عالى مؤسسه بروكنيگز سازمان داد. (بروكينگز واقع در واشنگتن دى. سى. عموماً به عنوان انبار فكرى حكومتهاى حزب دمكرات شناخته شده است.) دانشمندان بروكينگز همراه با همتايان خود از مركز تحقيقات اقتصادى ژاپن و مؤسسه مطالعات دانشگاهى جامعه اروپايى، درباره مسائل مشترك، كار مىكنند. اين تاحدّى از نتايج برانگيزاننده و مؤثّر مطالعات سه طرف بود كه ديويد راكفلر را متقاعد كرد كه سه جانبهخواهى روندى ضرورى و مطلوب است ... راكفلر از بدتر شدن روابط ميان ايالات متّحده، اروپا و ژاپن نگرانى مىيافت و با يارى خواستن از جورج فرانكلين، كه به سازماندهى كميسيون كمك كرد، روندى را آغاز نهاد كه به تشكيل كميسيون سه جانبه انجاميد. مسئله مهم سه جانبه اين بود: چگونه يك سيستم بينالمللى با اندك مشاركت يا بدون مشاركت جهان سوم ايجاد گردد كه در نتيجه اقدامات و ابتكارات جهان سوم از هم نپاشد. سه جانبهخواهى، هالى اسكلار، ترجمه عبدالرّحمن عالم، صص ١٠١، ١٠٢، ١٠٤، ١٠٦.
[٦]. ادوارد برمن، كنترل فرهنگ، ترجمه حميد الياسى، ص ١٧٧.
[٧]. همان، ص ١٧٨.
[٨]. لورنس، اچ. شوب، تراست مغزهاى امپراتورى، ص ١٨٨.