ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - كليد خودشناسى
نفس خواهد شد كه دائماً در خويش اين رستگارى عظيم را احساس كند و اين احساس بايد مطابق با واقع باشد و نه در خيال و اوهام و به عبارت ديگر احساس رستگارى كه نوعى بهجت و شادمانى را دنبال دارد بايد ناشى از شناخت خانواده آسمانى و احساس تعلّق خاطر به جايگاه آسمانى انسان باشد.
بنابراين اگر انسان شناخت نظرى پيدا كند و با مطالعه قرآن و خواندن كتاب و پاى درس استاد رفتن به مرحلهاى از دانايى برسد كه اين دانايى تبديل به دارايى و ثروت شود، اين دارايى حوادث را براى او شيرين مىكند و ديگر احساس تلخى ندارد و هرچه از اوگرفته شود، منبسطتر مىشود. حتّى اين بهجت و شادمانى در يك آدم معمولى هم ممكن است، مشاهده شود.
بنابراين منشأ همه شادىها، موفّقيتها، آرامشها و رستگارى در دنيا و آخرت منوط به شناخت خود و خانواده آسمانى است. همه شكستها و احساس بدبختىها و تحقير شدن هاى انسان، احتياج به ديگران، احساس نياز به غير خانواده آسمانى داشتن همه براى اين است كه خود را نمىشناسد. تمام آلودگىها و حتّى گناهان براى اين است كه انسان خود را ارزان مىفروشد. خود فروشى به كمالات جمادى، نباتى و حيوانى و حتّى علمى و عقلى.
در همين ارتباط اميرالمؤمنين (ع) تعبير زيبايى دارند كه مىفرمايد: «لاتجهل نفسك فإنّ الجاهل معرفة نفسه جاهل بكلِ شىء» حقيقت اين است كه؛ كسى كه خود را نمىشناسد، هيچ چيز را نمىشناسد.
گاهى اوقات ديده مىشود فردى مهندس، دكتر يا پروفسوراست، امّا بدبخت است احساس خوشبختى نمىكند و كافى است او را از پست فعلىاش جابهجا كنند، افسرده و پژمرده مىشود. اكثر بيمارىهاى روانى براى تحصيل كردهها و ثروتمندان است. وقتى انسان خود را شناخت و باوركرد و قيمت حقيقى خود را دانست به آرامش، شادى و خوشبختى در دنيا و نظام ابدىاش نايل شده است. براى اين انسان موقعيت علم، پول، مدرك تحصيلى، اعتبارات دنيايى، كمالات حيوانى و جايگاه ارزشى ندارد. اين باور در حقيقت در انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افكار انسان اثرگذاشته و به انسان احساس فوز اكبر را داده است؛ امّا ممكن است در فشار و سختى باشد. اساساً انسان جز با قرار گرفتن در اين مسير تشبّه به خدا پيدا نمىكند. وقتى انسان اذيّت نشود، آزار نبيند و ديگران قدردانش نشوند، نمىتواند معناى عفو را بفهمد. تا وقتى نافرمانى انسان را نكند، انسان نخواهد فهميد عفو و غفور به چه معنا است و اصلًا غفور نمىشود، شبيه خدا نمىشود و تا اينكه ظلم در حقّ او نشود تا از ناحيه پدر و مادر يا همسر و فرزند يا دوست آزار نبيند، رحمان نخواهد شد. رحمان نسبت به كافر يا حتّى نسبت به حيوان و از هيچ حيوانى هم بدش نمىآيد. بنابراين براى جهالت انسان همين بس كه خودش را نمىشناسد. حتّ اگر تمام علوم عالم را هم داشته باشد؛ خودش را كه نشناسد جاهل است و در واقع آن علوم هيچ فايدهاى براى او ندارد و به او هيچ كمكى هم نخواهد كرد. وقتى دارايى انسان با دارايى شناخت خودش همراه نباشد، تمام موقعيّتها و شناختها و امتيازها به ضررش تمام خواهد شد. وقتى انسان خود حقيقىاش را نشناسد، تمام اين امكانات را صرف فردى مىكند كه دشمن اوست، صرف خود ديگرى مىكند كه خود او نيست؛ بلكه دشمن اوست كه هرچه به او بيشتر رسيدگى كند، حجم غصّهها و اضطرابها و احساس پوچىها را بيشتر مىكند. پس خودشناسى بهترين ثروت و ياور براى تقوا و آخرت است؛ امّا اگرانسان خود را نشناسد اين ثروت فقط او را به جهنّم مىبرد؛ مانند كسى كه بدون نيروى كافى بخواهد ازيك قلّه بالا برود و هرچه او بالاتر مىرود، موقع سقوط بيشترتكّه تكّه مىشود. پس نتيجهاى كه مىتوان گرفت اين است كه همه خيرات بر معرفت نفس استوار است.
«والحمد لله ربّ العالمين»