ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - دولت اهل بيت (ع)؛ ملك عظيم خداوندى
حضرت امام محمّد باقر (ع) در بيان و تأويل آيه «لَقَدْخَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» فرمودند:
«يعنى اينكه خداوند انسان را در بهترين و نيكوترين زمان خلق نموده است و اين آيه اشاره به زمان عهد گرفتن خدا نسبت به ولايت براى محمّد و جانشينانش دارد.»[١]
خوددارى ابليس از سجده بر آدم (ع) و عزمش براى اغواگرى انسا نها و رهزنى آدمى از صراط مستقيم، در حقيقت به كين جستن و حسد ورزيدن ابليس و پس از او پيروانش درباره عظمت و مكرمت پيامبر و اهل البيت (ع) برمىگشت؛ البتّه خداوند اجر و پاداش عبادات چند هزار ساله ابليس را ناديده نگرفت. پاداش عبادت چند هزار ساله او در درگاه خداوند،[٢] تنها مجال ماندن تا «روز وقت معلوم» بود و رخصتى از سوى خالق هستى به ابليس براى آزمون و امتحان فرزندان آدمى تا دانسته شود كه كداميك از آنها پاسدار و حافظ عهد معهود و پيمان اخذ شده خداوند مىمانند، كداميك فريفته شده و از جمع مخلصان خارج مىافتند و با پيوستن به قبيله شيطان، همچون او مطرود و ملعون مىشوند.
شيطان گفت: «فَبِماأَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ؛[٣]
پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست. آنگاه از پيش رو و از پشتسرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مىتازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت.»
«از آن پس شيطان و جنودش در كمين انسان نشستند. از پيش رو بر آنها وارد شدند و آخرت را با همه سختىهايش در نزدشان سهل و آسان و حقير جلوه دادند. از پشت سر بر آدميان فرود آمدند و آنان را به جمع آوردن اموال و بخل ورزيدن به آن، در وقت اداى حقوق تشويق نمودند. از سمت راست وارد آمده و با تزيين ضلالت و گمراهى، شبهات را در چشمشان آراستند و در دين فاسد و تباهشان ساختند و از سمت چپ بر او باريدند تا لذّات شهوات و عشق حيوانى را بر قل بهايشان چيره و مستولى ساختند.»[٤]
و بدين سان جمله آدميان را از صراط مستقيم منحرف ساخته و در زير نگين و حكم و فرمان ابليس گرد آوردند؛ الّا بندگان مخلص را و از اينجا، دولت ابليس تأسيس و به درازا كشيده شد. از اين زمان، پايه دولت ابليس بر دور كردن آدمى از صراط مستقيم استوار شد تا از آن پس خود با دور شدن از صراط، قوام دهنده و دوام بخشنده به اين دولت شيطانى باشند.
امام صادق (ع) با اشاره به آيه ياد شده در سوره «اعراف» مىفرمايند:
«منظور از صراط در اين آيه، على (ع) است.»[٥] و امام باقر (ع) نيز مىفرمايند: «تنها مقصود ابليس، شيعيان است؛ امّا ديگران، به تحقيق ابليس از آنان فارغ است.»[٦]
ابليس در همان صبحگاه آفرينش آدم (ع)، آن هنگام كه خداوند اعلام فرمود: «إِنِّيجاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» دريافته بود كه در آينده خليفه خدا حاكم و وارث مُلك عظيم خواهد شد؛ همان كه حامل بزرگترين امانت خالق هستى و صاحب ولايت تام و اتمّ او بر كلّ آفريد ههاى ارضى و سماوى نيز خواهد بود. ملائك نيز با فهم عظمت اين مُلك و مقام مُلكدارى و پادشاهى بر اين مملكت عظيم در مقام پرسش گفته بودند: «قالُواأَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها ...؛[٧]
آيا كسى را مىآفرينى كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد؟»
بىدرنگ پاسخ خداوند، چون صاعقهاى بر آنان فرود آمده بود كه: «إِنِّيأَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ؛ من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد و به عبارتى قادر به درك و دريافت آن نيستيد.
به حقيقت، خلافت بر زمين، نماد و نمود ولايت بود كه به دليل عظمت و سنگينىاش وقتى بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه شد «إِنَّاعَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا؛[٨]
ما امانت [الهى و بار تكليف] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم. پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و [لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود.»
هيچ يك قادر به پذيرش اين امانت نبودند و ناتوانى خود را از حمل آن اعلام كردند. با مستقر شدن آدم (ع) و حوّا در بهشت، ابليس با همه دريافتهاى پيشين، يورش آورد و اوّلين آدمى را از مجراى طمع مُل كدارى و پادشاهى بر ملك جاودانى فريفت. آن دو (آدم و حوّا) از نزديك شدن به شجره ممنوعه منع شده بودند؛ ليكن حيله ابليس كارگر افتاد.
«ابليس در لباس ناصحان درآمده و گفت: اى آدم راهنماى يات كنم به درخت جاودانى كه اگر از آن بخورى، مُلكى پيدا مىكنى كه بلايى به آن نمىرسد و كهنه نمىشود.[٩] اگر از آن درخت بخوريد، آنگاه مَلِك خواهيد شد و در زمره خالدين درخواهيد آمد.»[١٠]
تير زهرآگين حسد ابليس، قبل از آنكه متوجّه حضرت آدم (ع) باشد، متوجّه مُلك عظيمى شده بود كه قرار بود در وقت معلوم به ذريّه آدم (ع)، يعنى آل محمّد (ص) برسد؛ ورنه ابليس به خوبى مىدانست ميان آنچه كه در روزهاى آغازين خلقت، به نام بهشت يا همان ملك آدم (ع) به آدم و حوّا ارزانى شده تا در آن سكنا گزيده[١١] و مراحل ابتدايى تعليم و آزمون را سپرى سازند و مُلك عظيم مقرّر شده و مقدّر شده براى ذريّه آدم، يعنى آل محمّد (ص) فاصل هاى شگرف وجود دارد.
خداوند در «سوره نساء» پرده از مُلك عظيم برمىدارد و مىفرمايد:
«أَمْيَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً؛[١٢]