ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٢ - الف) نقد و بررسى دستاوردهاى تمدّن غربى
پشتيبانى از نظم جهانى داراست.
اين راهبرد رسانههاى غربى كه از خوى جهانخوارى و سلطهطلبى مغرب زمين برخاسته، مورد توجّه برخى نظرپردازان غربى از جمله پروفسور هربرت شيلر، استاد ممتاز دانشگاه كاليفرنيا، نيز قرار گرفته است. او از اين ويژگى رسانههاى غربى، به عنوان امپرياليسم فرهنگى ياد مىكند و مىنويسد:
... واژه امپرياليسم فرهنگى نشان دهنده نوعى نفوذ اجتماعى است كه از طريق آن، كشورى اساس تصورها، ارزشها، معلومات و هنجارهاى رفتارى و همچنين روش زندگى خود را بر كشورهاى ديگر تحميل مىكند.[١]
ج) معرفى يك آرمانشهر يا جامعه موعود
رسانههاى غربى، افزون بر راهبردهايى كه در زمينه دفاع از موجوديت تمدّن غربى و نفى ديگر تمدّنها در پيش گرفتهاند، راهبرد مهمّ ديگرى نيز دارند و آن هدايت افكار و انديشههاى ملل جهان به سوى يك نقطه آرمانى است كه نظريّه پردازان غربى از آن به عنوان پايان تاريخ[٢] ياد مىكنند.
اين نقطه آرمانى چيزى نيست جز نظام ليبرال- دمكراسى كه كسانى چون «فرانسيس فوكوياما» فيلسوف سياسى و نظريّهپرداز امريكايى آن را مهمترين دستاورد بشر در طول تاريخ مىدانند و به همين دليل نيز معتقدند كه بشر با رسيدن به اين نظام، در واقع به پايان تاريخ خود رسيده است.[٣]
معرفى اين آرمانشهر يا جامعه موعود به عنوان جامعه ايدهآلى كه در آن همه آمال و آرزوهاى بشر براى رسيدن به آزادى، پيشرفت و رفاه مادّى محقّق مىشود و به همين دليل همه اقوام و تمدّنها بايد براى رسيدن به آن تلاش كنند، به رسانههاى غربى اين امكان را مىدهد كه ظرفيتهاى موجود در ديگر كشورها، به ويژه ظرفيتهاى انسانى آنها را در جهت رسيدن به اين مقصد به حركت درآورند و آنها را همسو و هم جهت با فرهنگ و تمدّن غربى سازند.
٢. راهبردهاى مقابله با رسانههاى غربى
با توجّه به راهبردهاى سهگانهاى كه رسانههاى غربى در مواجهه با ديگر فرهنگها و تمدّنها؛ به ويژه فرهنگ و تمدّن اسلامى؛ در پيش گرفتهاند، رسانههاى كشورهاى اسلامى، از جمله صدا و سيماى جمهورى اسلامى چارهاى جز در پيش گرفتن راهبردهايى مشابه، ولى در جهت مخالف ندارند. به بيان ديگر اين رسانه ها بايد فعّاليت هاى خود را در سه زمينه متمركز كنند:
الف) نقد و بررسى دستاوردهاى تمدّن غربى
تمدّن غربى، به اذعان بسيارى از صاحب نظران جهان به پايان راه خود رسيده و در بسيارى از زمينهها درحال تجربه شكست و بحران است.[٤] از اين رو ديگر وقت آن گذشته است كه ملّتهاى جهان، شكست خورده و منفعل در برابر تمدّن غربى حاضر شوند، بلكه بايد با تمام قوا، بحرانهايى را كه در حوزههاى گوناگون فرهنگى، سياسى و اقتصادى گريبانگير غربيان شده است، بررسى و تبيين كنند.
بخشى از بحرانهايى كه غرب در حال حاضر با آن روبهروست، بحرانهاى گوناگون در حوزه مسائل زنان است كه موارد زير از جمله آنهاست:
يك. بحران اخلاقى با مظاهرى چون صنعت هرزهنگارى و صنعت روسپىگرى؛
دو. بحران خانواده با نمودهايى چون كاهش ميزان ازدواج رسمى، ظهور روزافزون خانوادههاى تك والدّينى و خانوادههاى بدون فرزند، افزايش طلاق و خشونت عليه زنان؛
سه. و بحران هويت زنانه، با جلوههايى چون صنعت تبليغات، صنعت پوشاك و مد، صنعت زيبايى.[٥]
رسانههاى كشورهاى اسلامى بايد اين بحرانها را به خوبى براى