ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - بخش دوم صهيونيسم مسيحى چيست؟
صهيونيستى به مثابه فرايند تاريخى پروتستانتيسم بيان گرديد. ضرورتاً مىبايستى به كاركردهاى آن از نظر تاريخى، سياسى نيز پرداخته شود.
بخش دوم: صهيونيسم مسيحى چيست؟
وقتى از گروههاى دينى راديكال در رويارويى اسرائيل و فلسطين سخن به ميان مىآيد، بىدرنگ گروههاى دينىاى كه تحت نام اسلام و يهوديّت قرار دارند، به ذهن متبادر مىگردند. در صورتى كه گروههاى راديكال و افراطى مسيحىاى كه نامى از آنها برده نمىشود، در اين ميان اهمّيت غير قابل انكارى دارند. اين گروهها از آن جهت كه نقش فعّالى را در رويارويى اسرائيل و فلسطينيان بر عهده داشته و مخالف هرگونه برقرارى صلح بين آنها هستند، به گروههاى افراطى معروفند.
گروههاى مسيحى يادشده عموماً بنيادگرا[١] (راديكال) بوده و جانبدار و هوادار اسرائيل و رهبران بعضى از اين گروهها اسرائيلى هستند. بعضى از اين گروهها با حمايت از سياستهاى صهيونيستى دولت اسرائيل و بعضى از گروههاى ديگر يهودى، به توسعه و شدّت گرفتن درگيرى و رويارويى در خاورميانه دامن مىزنند. گروههاى ديگر نيز غير مستقيم دراينباره فعّال هستند. اين گروهها در حال جمعآورى اعانه و كمك براى اسرائيل و گروههاى اسرائيلى در ديگر كشورها بوده و در اين كشور اطّلاعات نادرستى را به جانبدارى از اسرائيل درباره درگيرى و رويارويىهاى داخلى در اسرائيل پخش مىكنند. همچنين اين گروهها در حكومتهاى كشورهاى خود گروههاى نفوذ (لابى) ى را در حمايت از اسرائيل تشكيل داده يا مىدهند.
از جمله اين گروههاى نفوذ، لابى موجود در كنگره آمريكاست كه به ميزان قابل توجّهى كارايى دارد. لابى گروههاى يادشده كه جانبدار اسرائيل بوده و در كنگره صاحب نفوذ است، به ميزانى بزرگ و قدرتمند است كه هر ساله به واسطه آن ٥/ ٥ ميليارد دلار از جانب دولت آمريكا به اسرائيل پرداخت مىشود.[٢]
بنيادهاى دين شناختى صهيونيسم مسيحى
شايد فهم و درك حمايت گروههاى مسيحى بنيادگرا از يك دولت يهودى و اشتياق وافر آنها به اين دولت در مرحله اوّل ممكن نباشد. علّت حمايت آنها از چنين دولتى، تفاسيرى است كه از كتاب مقدّس بهعمل آمده است. آنها به معانى ادبى كتاب مقدّس به مثابه كلام خدا باور داشته و بعضى از بخشهاى مشخّص كتاب مقدّس را به عنوان پيشگويى آخرين جنگ بزرگى كه در صحراى هرمجدون واقع در فلسطين اشغالى رخ خواهد داد، تعبير مىنمايد. اين جنگ بهعنوان آخرين جنگ بزرگ در كتاب مقدّس و به زبان عبرانى آرمگدون[٣] ناميده شده است. جنگ آرمگدون تنها و تنها پس از گردهمايى و استقرار يهوديان به عنوان يك ملّت در قلمرو ارض موعود[٤] بهوقوع خواهد پيوست. گروههاى مسيحى ياد شده يهوديان را تنها بندگان برگزيده خداوند قلمداد نموده و اعتقاد دارند كه خداوند سعادت دنيا را به يهوديان و سعادت اخروى را نيز به آنها (گروههاى مسيحى) عطا خواهد نمود؛ زيرا خداوند نيكى و سعادت اخروى را به آنها وعده داده است. به دليل وعده سعادت اخروى، اين گروههاى صهيونيست مسيحى خود را مسيحيان از نو زاده شده[٥] ناميده و معتقدند كه آرمگدون را نخواهند ديد و هيچگونه تألّمات ناشى از اين دوره را نيز متحمّل نخواهند شد. آنها اعتقاد دارند كه توسط خداوند به آسمانها برده خواهند شد و اين رخداد و واقعه را(Rapture) به معنى خوشى و شادمانى بى حدّ و حصر) ناميده و معتقدند كه اين حالت فقط و فقط شامل حال مسيحيان يادشده، خواهد بود.
اين دكترين كه از سوى ديگر كليساها نيز پذيرفته شده است، هزارهگرايى[٦] ناميده مىشود. در كتاب مقدّس (تورات) به وقوع اين جنگ در هزاره سوم اشاره شده يا اينكه چنين تفسيرى از آن بهعمل آمده است. از سوى ديگر گفته مىشود كه عيسى مسيح در اين جنگ از آسمان به زمين باز خواهد گشت. او دجّال را در اينجا خواهد كشت. پس از آن پادشاهى خود را آغاز خواهد نمود و دوران صلحآميزى كه ساليان سال ادامه خواهد يافت، آغاز خواهد گرديد. بدين ترتيب دليل علاقه، مسيحيان صهيونيست بنيادگرا به اسرائيل و آغاز سريع جنگى كه خود زمينه بازگشت مجدّد مسيح را فراهم خواهد ساخت، روشن مىگردد.
گروههاى صهيونيست مسيحى ياد شده از آنجايى كه معتقد به وجود هفت مرحله گذار در كتابمقدّس هستند، خود را تدبيرگرايان يا[٧]dispensat ionalism مىدانند. در عين حال اين گروههاى مسيحى بهدليل اينكه قبل از جنگ آرمگدون بودهاند و از فلاكت، مشقّات، درد و رنج آن جنگ دور نگهداشته شدهاند، خود را بخشودهشدگان مىنامند.
اين مراحل (هفتگانه) كه در كتاب مقدّس پيشگويى شده و