ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٥ - سحر و روايات اهل بيت (ع)
سحر، گناه كبيره
آيت الله شهيد سيّد عبدالحسين دستغيب
سى و يكمين گناه از گناهانى كه به كبيره بودنش تصريح شده، سحر است. چنانچه در «وسائل الشّيعه» روايتى از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه آن حضرت، سحر را از كبائر شمردهاند و در «صحيحه» عبدالعظيم (ع) با واسطه از سه معصوم (ع) از حضرت صادق (ع) ضمن شماره كبائر مىفرمايند: «سحر از گناهان كبيره است؛ زيرا خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد «وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ...»[١] و اين قسمتى از آيه ١٠٢ سوره بقره است و تمام آيه شريف چنين است: «طايفه يهود پيروى كردند آنچه را كه شياطين بر مردم مىخواندند (يعنى سحر) در زمان سليمان؛ در حالى كه سليمان كافر نشد (و سحر كه موجب كفر است انجام نداد) وليكن شياطين كافر شدند؛ چه آنكه سحر را به مردم ياد دادند و آنها را گمراه نمودند و از آنچه بر دو فرشته بابل، هاروت و ماروت از راه الهام نازل شده بود، پيروى كردند در حالى كه آن دو فرشته هرگاه مىخواستند به كسى سحر ياد دهند، قبلًا او را از عمل به آن زينهار مىدادند و مىگفتند: ما براى آزمايش آمدهايم و مواظب باش (و به آن عمل مكن كه) كافر نشوى. پس از آن دو فرشته قسمتهايى از سحر كه به وسيله آن ميان زن و شوهر جدايى مىانداختند، ياد گرفتند؛ گرچه مردم نمىتوانستند بدون اذن خدا به كسى زيان برسانند و ياد مىگرفتند آنچه به حالشان زيان داشت نه منفعت و آنها به وسيله عقل خود و فرمايش حضرت موسى (ع)) مىدانستند كه خريدار سحر در سراى ديگر بهرهاى نخواهد داشت و به بد چيزى خود را فروختند؛ اگر بدانند.»
ناگفته نماند كه در بعضى تفاسير عامّه روايات مجعول ذكر شده و خرافاتى كه دروغ بودنش آشكار است. حقّ مطلب درباره هاروت و ماروت حديثى است كه در ضمن گفتوگوى حضرت رضا (ع) با مأمون چنين فرمود: «و امّا هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه به مردم سحر ياد دادند تا به وسيله آن از سحر ساحران جلوگيرى كنند و نقشههاى آنها را باطل نمايند. آنها چيزى از سحر به كسى نياموختند؛ مگر اينكه قبلًا به او يادآورى كردند كه ما وسيله آزمايش تو هستيم، كافر مشو؛ ولى عدّهاى به واسطه به كار بستن چيزى كه بايد از آن دورى مىكردند، كافر شدند و مشغول تفرقه انداختن ميان مرد و همسرش به وسيله اعمال مخصوصى كه انجام مىدادند، شدند.»[٢]
ضمناً چون قضيّه هاروت و ماروت از طريق شيعه هم نقل گرديده با اختلاف جزيى و نيز در «تفسير مجمع البيان» هم ياد شده است عدّهاى از بزرگان فرمودهاند اين قضيه از مرموزات است و براى آن تأويلى ذكر نمودهاند.
از آيه شريفهاى كه گذشت به خوبى معلوم مىشود كه سحر در حدّ كفر است و ساحر در آخرت هيچ بهرهاى ندارد؛ چنان چه در آيه بعدش مىفرمايد: «اگر آنها به جاى پيروى از شياطين و كفر ورزيدن به وسيله سحر، ايمان آورده بودند و تقوا پيشه مىكردند برايشان بهتر بود؛ زيرا مزدهايى كه نزد خداست از منافعى كه به آنها از راه سحر و كفر مىرسد بهتر است، اگر بدانند.»[٣]
سحر و روايات اهل بيت (ع)
پيغمبر اكرم (ص) مىفرمايد: «سه طايفهاند كه به بهشت داخل نمىشوند: دائم الخمر و دائم السّحر و قطع كننده رحم.»[٤]
و اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد: «سحر كننده مانند كافر به خداست و كافر جايش در آتش دوزخ است.» و نيز مىفرمايد: «كسى كه چيزى از سحر را ياد بگيرد كم يا زياد پس كافر شده است و آخرين عهدش به خدا همان است (يعنى ديگر نصيبى از رحمت خدا ندارد) و حدّش كشتن است؛ مگر اينكه توبه كند.»[٥]