ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - بخش اوّل مسيحيّت صهيونيستى، فرايند تاريخى- دينى پروتستانتيسم
گرفتند. پيورتينها چنان دلباخته عهد عتيق شده بودند كه مىخواستند به جاى نيواينگلند نام نيو اسرائيل را به آمريكا بدهند[١] و اينچنين پيوريتانيسم در تأسيس آمريكا نقشآفرينى نمود.
همگونگى پروتستانتيسم آمريكايى برآمده از پيوريتانيسم و احساس مشترك آن با يهوديّت در منابع ديگرى نيز مورد اشاره قرار گرفته است. ادوارد تيونان[٢] در كتاب خود با عنوان «لابى: قدرت سياسى يهوديان و سياست خارجى آمريكا»[٣] چنين مىنويسد:
برانديس[٤] رهبر حركت صهيونيستى آمريكا، بههنگامى كه مشغول توسعه فعّاليتهاى سازمان خود بود، بهناگاه صاحبِ دوستى در كاخ سفيد شد. اين دوست ويلسون، رئيس جمهور (آمريكا) بود. ويلسون نه تنها برانديس را در سال ١٩١٦ م. به رياست دادگاه قانون اساسى آمريكا منسوب نمود؛ بلكه همزمان با آن از تئورى صهيونيسم مطرح شده توسط اين دوست جوان خود نيز حمايت بهعمل آورد ...
اين موضع ويلسون بسيار فراتر از تصميمگيرى سياسى عملگرايانه بود. ويلسون كه خود فرزند كشيش پرس بيترين بود و بهطور مدام كتاب مقدّس را مطالعه مىكرد، نسبت به يهوديان و سرنوشت آنها احساس علاقه مىنمود. در پروتستانتيسم آمريكايى نسبت به آرمان صهيون، گرايش بزرگ و قابل توجّهى وجود دارد. گروس همچنين اين اظهارات ويلسون را كه من خود به عنوان فرزند يك كشيش پروتستان در مقابل سرزمينهاى مقدّس و بازگردانيدن آن به صاحبان اصلىاش احساس وظيفه مىنمايم نيز نقل مىكند.[٥]
جماعت پروتستانها در آمريكا تحت چنين القائاتى قرار دارند.
پروتستانهاى بنيادگرا در آمريكا (تشكيل كشور) اسرائيل را وعده تحقّق يافته تلقّى مىكنند. كوچكترين اعتراض به كمكها و حمايتهاى آمريكا از اسرائيل، از سوى اين جماعت با اعتراضهاى شديدى روبهرو مىشود.[٦] همان تلقّى كردن دولت اسرائيل با يهوديانى كه در تورات ذكر آنها رفته است، فلسطينهايى كه در غزه و شريعه غربى زندگى مىكنند نيز به عنوان مردم كنعان قلمداد مىگردند.[٧] بدين ترتيب اين جماعت حفظ قدرت و اقتدار آمريكا را نيز منوط به حمايت از اسرائيل مىدانند. جرى فالول يكى از رهبران بيش از ٤٠ ميليون پروتستان ايوانجليك اعلام مىدارد:
هر رفتارى كه ديگر كشورها با اسرائيل داشته باشند خداوند نيز همان رفتار را با آنها خواهد داشت.[٨]
دشمن مشترك ايوانجليكها و يهوديان كه دوستى نزديك با يكديگر دارند- بنا بر گفته نوام چامسكى-
مسلمانان هستند.[٩]
به اين ترتيب مىتوان گفت: جنبش پروتستانتيسم در مقياس وسيعى بازگشت و رويكرد به عهد عتيق و جهاننگرى عبرانى است و اين رويكرد داراى آثار اجتماعى، اقتصادى (زايش كاپيتاليسم و مشروعيّت يافتن بهره و ربا) و اجتماعى، سياسى (نوعى هوادارى غير عادى از يهوديّت و دلدادگى به آن) بوده است.
حال كه تا حدودى چگونگى شكلگيرى مسيحيّت