ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - اتوپيا، سرزمين موعود و واقعيّت هاى فراموش شده
در قالبAmerican Life Style به جهان عرضه شد؛ امّا در سه سال اخير از سال ٢٠٠٧- ٢٠٠٨ م. به اين سو، با فروپاشى عظيم اقتصادى غرب كه از نظام بيمه آمريكا آغاز گرديد، مشخّص شد كه اتوپياى آمريكا بر نظام مالى ربامحور استوار است و در نتيجه در حال اضمحلال است. اكنون آمريكا با ٥/ ١٤ تريليون دلار بدهى خارجى عملًا ورشكسته است و ورشكستگى نظام سرمايهدارى آمريكا، ورشكستگى اتوپياى آمريكايى است. در واقع اگر از ايدئولوژىها كه انديشههاى خامى هستند و به مرحله پختگى، يعنى دكترينا نرسيدهاند، كسى اتوپيا يا آكرونيا اخذ كند، آن اتوپيا يا آكرونيا، در عمل ناكارآمدى خود را بروز خواهد داد. عملًا اگر غرب تعجيل نمىكرد و اجازه مىداد تفكّر اجتماعى از مرحله ايديا عبور كند و آن را در قالب ايدئولوژى حبس نمىكرد و تلاش مىنمود تا تفكّر اجتماعى به مرحله دكترين برسد، اكنون مجبور نبود از تبعات حاصل از ايدئولوژيك نمودن هر پديده كه به يك دگرديسى اجتماعى خونبار در غرب منتّج شد، بگريزد. ايدئولوژى، به عنوان بروز اجتماعى خام يك تفكّر فلسفى، هيچگاه نتوانست اتوپياى جامع و كاملى ارائه كند. ايدئولوژى ماركسيسم كه مبناى شكلگيرى ديكتاتورى پرولتاريا در شوروى شد، در «مسكو» با سه شكل ايدئولوژيك معرفى شد: «تروتسكيسم»، «لنينيسم» و «استالينيسم»؛ البتّه به اين افتراق ختم نشد؛ بلكه وقتى ماركسيسم از شوروى وارد چين شد، تبديل به مائوئيسم، و وقتى به كره شمالى رسيد، تبديل به «جوچهايسم» يا «كيمايل سونگيسم»، و در كوبا تحت عنوان كاستروئيسم، شكل گرفت و در هيچ نقطهاى در عالم از غرب در كوبا تا شرق در چين و كره شمالى، موفّق به ارائه يك اتوپياى جامع نشد.
\* آيا اكنون كه دانش استراتژى و طرحريزى استراتژيك را به صورت آكادميك ارائه و آن را جايگزين اتوپياهاى خام عصر ايدئولوژىگرايى كردهاند، موفّق به رفع نقيصه ناكارآمدى مزبور شدهاند؟!
طرحريزى استراتژيك به رغم پيشينه چند هزار ساله خود كه به جمهور افلاطون برمىگردد، به عنوان يك دانش و روش نوين، دوره كودكى يا حتّى جنينى خود را در غرب مىگذراند. هنوز مدّت زيادى از مبحث «مرگ ايدئولوژى» نگذشته است و تلاشها براى بازگشت به روند طبيعى تفكّر، به ويژه در عبور از «ايدئولوژى» و رسيدن به «دكترينولوژى» كوششهاى نخستين است و اگر اين حركت آغازين را حاصل شكست ايدئولوژىهاى «ناسيوناليسم» و «سوسياليسم» و «ليبراليسم» بشناسيم، دستاورد كم و كوچكى نيست. مهم اين است كه بشر غربى به بيهودگى ماندن در ايدئولوژىها و عدم عبور از آنها به سوى تفكّر كامل و جامع پى برده است؛ زيرا هيچ يك نتوانستهاند جامعهاى آرمانى براى او پديد آورند.
\* آيا ايدئولوژى صهيونيسم كه مدّعى سرزمين موعود در پهنه فلسطين است نيز نتوانسته اتوپياى مورد نظر خود را پياده كند يا اينكه از اين مرحله عبور كرده است؟
غرب، با عبور از دو ايدئولوژى شكست خورده «فاشيسم موسولينى» و «نازيسم هيتلر»، دوران پس از جنگ جهانى دوم را در ١٩٤٥ م. آغاز كرد. در اين مرحله يك مثلث فاتح ايدئولوژيك پديد آمد: ماركسيسم در شوروى، ليبراليسم در آمريكا، و صهيونيسم در سرزمين اشغالى «فلسطين». در سال ١٩٩٠ م. ايدئولوژى ماركسيسم با فروپاشى اتوپياى مسكو به حاشيه رانده شد. در ابتداى تابستان ٢٠٠٧ م.
نيز ژوزف استيگليتز اقتصاددان مشهور غربى، در مقالهاى تحت عنوان «پايان نئوليبراليسم»، موضوع فروپاشى اقتصادى غرب و در نتيجه پايان ليبراليسم را سر داد. اكنون تنها ايدئولوژى ظاهراً جامع، صهيونيسم است كه نفس مىكشد. به ويژه اينكه در متن مسيحيّت، پديده ايدئولوژيك صهيونيسم مسيحى نيز در كنار صهيونيسم يهودى شكل گرفت. امّا واقعيّت عجز و ناتوانى صهيونيسم از ماركسيسم و ليبراليسم مشهورتر است. صهيونيستها در سرزمين اشغالى فلسطين، اتوپياى صهيون را به نام اسرائيل تشكيل دادند. در اين اتوپيا، از مدل ليبرال افراطى در راست، تا مدل جامعه «كيبوتس» در چپ را در سرزمينى كوچك از «حيفا» تا «تلحبيب» (تلآويو) پياده كردند. امّا در سال ١٣٨٧ ه. ش. مجبور شدند آخرين كيبوتس را جمع كنند.
تلفيق سوسياليسم و ليبراليسم و ژودائيسم در يك مدل التقاطى تحت عنوان صهيونيسم كه يك ايدئولوژى تكقومى و تكدينى، و نژادپرست مىباشد، مدّتهاى مديدى است كه ناكارآمدى خود را نشان داده. تركيب سرزمين موعود و آتلانتيس گم شده يهود- با پديده اسرائيل- به عنوان اتوپياى ايدئولوژى صهيونيسم- اكنون در جهان به عنوان جهنّم اسرائيل كه ملغمهاى از نژادپرستى و فاشيسم است، شناخته مىشود. تمام اندوختههاى سه هزار ساله يهود براى ايجاد بناى «مدينا» كه در زبان عبرى همان جامعه آرمان شهرى است عملًا با شكست مواجه شده است؛ زيرا ربا، جزو لاينفكّ جامعهسازى نوين يهود و رهاورد او براى بشر مدرن بوده است و از آنجا كه ربا