ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - مخالفان يهودى صهيونيسم
واژه صهيونيسم اوّلين بار در سال ١٨٩٠ م. توسط يك متفكّر يهودى به نام ناتان پيرنبوم به كار رفت. شش سال بعد بود كه اوّلين نظريّهپرداز صهيونيسم به نام تئودور هرتسل كتابى را با عنوان «دولت يهود» منتشر كرد.
هرتزل يك روزنامه نگار بود كه با ديدن وضع يهوديان در اروپا و دنبال كردن ريشه گرفتارىهاى آنان، به اين نتيجه رسيد كه يهوديان بايد دولتى مستقل داشته باشند. وى افكار و نظرات خود را در كتاب دولت يهود منعكس كرد.
وى براى تحقّق اين نظريّه و ايجاد «موطن يهود» تلاشهاى ديپلماتيك خود را بر روى فلسطين محدود نكرد. او ميان آرژانتين و فلسطين مردّد بود. پس از كنفرانس «بال» تماسهاى مستقيم و غيرمستقيم را با سلطان عثمانى، عبدالحميد دوم برقرار كرد و سعى نمود رضايت او را براى در اختيار گرفتن فلسطين در ازاى دريافت ٢٠ ميليون ليره عثمانى جلب كند كه در تحقّق خواستههاى خود حتّى با واگذارى امتيازهايى فراتر از آن، موفّق نشد. جواب ردّ سلطان عثمانى وى را نااميد نكرد و به سرسختى خود در اين باره ادامه مىداد تا اينكه بر اثر بيمارى در سال ١٩٠٤ م. درگذشت؛ امّا زحمات وى بىنتيجه نماند؛ زيرا يك سال بعد (١٩٠٥ م.) هفتمين كنگره صهيونيستها برگزار شد و سرانجام با رد كردن تمام گزينههاى ديگر براى برپايى دولت يهود، نوك پيكان صهيونيسم جهانى را متوجّه فلسطين كرد. هر چند آنها خريد زمين از فلسطينىها را از قبل به قيمتهايى كه طمع اعراب ساكن در منطقه فلسطين را برمىانگيخت، آغاز كرده بودند و تا مدّتى كه آنان از مقاصد يهوديان آگاه نشده بودند، از فروش زمين خوددارى نمىكردند. جنگ جهانى اوّل همه چيز را تغيير داد؛ زيرا امپراتورى عثمانى نابود شد و سرزمينهاى تحت اختيار دولت عثمانى تجزيه گرديد و «انگلستان» قيموميّت «كانون ملّى يهوديان» را برعهده گرفت و مهاجرت يهوديان به سرزمين فلسطين روزافزون شد و كار به زد و خورد و درگيرى كشيد؛ يعنى اوّلين جرقّه جنگ و درگيرى فلسطينيان ساكن با يهوديان مهاجر زده شد. تا اينكه پس از جنگ جهانى دوم، صهيونيستهاى ساكن فلسطين اعلام استقلال كردند و تولّد دولت اسرائيل را به آگاهى مردم جهان رساندند.
رابطه دين و دولت در اسرائيل
هر چند رابطه دين و دولت در اسرائيل بسيار پيچيده است و مرزبندى مشخّصى بين اين دو مقوله وجود ندارد؛ امّا به نظر مىرسد نخستين مناقشه بين يهوديان سكولار و مذهبى بر سر اشاره به نام خدا در بيانيه استقلال بود.
سران احزاب ارتدوكس يهودى در سال ١٩٤٧ م. از طرف ديويد بن گورين بنيانگذار دولت عبرى دعوت شدند تا به همراه يهوديان سكولار در تأسيس دولت اسرائيل و تنظيم بيانيه استقلال شريك شوند.
آنان اين دعوت را پذيرفتند؛ امّا بر آغاز بيانيه با نام خدا با سكولارها اختلاف پيدا كردند كه سرانجام هر دو گروه بر واژهاى توافق نمودند كه نظر آنان را تأمين كرد.
در واقع، اختلاف سكولارها و ارتدوكسها از شروع بيانيه با نام خدا فراتر بود؛ زيرا ارتدوكسهاى مذهبى دولت يهود را به عنوان ابزارى مىخواستند كه به واسطه آن بتوانند احكام شريعت يهود را اجرا كنند و بر ماهيّت اين دولت اصرار داشتند؛ حال آنكه سكولارها بر پايه تشكيل دولتى بر پايه ملّيت يهود تأكيد مىورزيدند. طبيعى بود، با اختلافهاى مبنايى كه اين دو گروه داشتند، براى تدوين قانون اساسى با مشكل مواجه شوند و به همين دليل پس از گذشت ٦٠ سال از تأسيس دولت اسرائيل، اين دولت غيرقانونى، قانون اساسى ندارد و بر مبناى سلسله قوانين عادى اداره مىشود.
سكولارهاى يهودى براى تأمين نظر مذهبىها اقتدار سنّتى خاخامهاى ارتدوكس را كه سابقهاش به دوران سلطه امپراتورى عثمانى و قيموميّت انگليس بر فلسطين بازمىگشت، پذيرفتند و آن را «ترتيبات وضع موجود» نام نهادند. البتّه، حفظ ترتيبات وضع موجود به چگونگى وضعيت دولت اسرائيل از نظر بينالمللى بستگى دارد و چنانچه اقتدار اسرائيل افزايش يابد، بىترديد شرايط براى ارتدوكسهاى يهودى داخل اسرائيل سختتر خواهد شد.
مخالفان يهودى صهيونيسم
امّا مخالفان ارتدوكسى دولت اسرائيل كه ١٢ درصد يهوديان را تشكيل مىدهند- پس از تشكيل دولت غاصب اسرائيل توسط صهيونيستها- نهضت ضدّصهيونيستى خود را آغاز كردند و تاكنون همچنان در حال چالش با آنها در كشورهاى مختلف جهان مىباشند. اين فرقه تشكيل دولت يهودى را به رسميت نمىشناسد و اقدام دولت اسرائيل را مخالف با آيين خود مىداند.
در سال ١٩٤٧ م. خاخام جى زى دوشيسكى بلندپايهترين خاخام شهر بيت المقدّس از سوى ٦٠ هزار خاخام نامهاى به سازمان ملل نوشت و در اين نامه مخالفت خود را با تشكيل كشور صهيونيستى ابراز داشت كه سازمان ملل به نامه توجّهى نكرد و برخلاف نظر بسيارى از خاخامهاى يهودى، اسرائيل تأسيس شد.
به گفته يكى از خاخامهاى يهودى مخالف صهيونيسم، به دنبال اين اقدامات، يهوديان ضدّصهيونيست از خشم مؤسّسان دولت