ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٠ - سحر با معجزه دو تاست
٦. تنجيم
تنجيم خبر دادن از حوادث تكوينى به طور قطع و جزم است؛ مانند خبر دادن از گرانى، ارزانى اجناس، قحطى، فراوانى، زياد آمدن باران و كمى آن و غير اينها، از انواع خير و شرّ و نفع و ضرر؛ در حالى كه اين امور را مستقّلًا از حركات افلاك و ربط ستارگان دانسته و آنها را مستقل از تأثيرات اين عالم بداند؛ امّا خبر دادن از اين امور به طور احتمال و مستقل، در مؤثّر ندانستن حركات افلاكى و اتّصلات كوكبى كه خدا را مؤثّر حقيقى بداند، جايز است؛ چنان چه خبر دادن از خورشيد گرفتگى و ماه گرفتگى و منزلهاى ماه و اتّصال و انفصال ستارگان از يكديگر مانعى از آگاه شدن ندارد؛ زيرا اين قبيل خبرها به وسيله حساب دقيقى است كه به سبب دانستن حركات افلاك و كواكب و مدارات و اوضاع آنها است و براى آن اصول و قواعد محكمى است كه خطاپذير نيست و خطايى اگر در خبر دادن منجّم از اين امور ديده شود، ناشى از اشتباه او در حساب است.
در اين ميان آنچه حرام است، خبر دادن به طور قطع و جزم از حوادث تكوينى است؛ در حالى كه آنها را مستقلًا از آثار افلاك و حركات ستارگان بداند و اين قسم از علوم نجوم ملحق به سحر است.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «كسى كه منجّم يا كاهن را تصديق كند، پس به آنچه خدا بر محمّد (ص) فرستاده است، كافر شده.» و حضرت صادق (ع) مىفرمايد: «منجّم و كاهن و ساحر هر سه مورد لعنت خداوندند.»[١]
وقتى كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) مىخواست براى جنگ نهروان بيرون رود، يكى از اصحاب آن حضرت كه داراى علم نجوم بود، گفت: اگر در اين ساعت حركت فرماييد، مىترسم به مراد نرسيد. حضرت فرمود: «آيا گمان مىكنى كه ساعتى را مىدانى كه هر كس در آن ساعت حركت كرد بدى از او دور مىشود و مىترسانى از ساعتى كه هر كس در آن حركت كند، متضرّر مىشود، كسى كه تو را به اين حرف تصديق كند، پس قرآن را تكذيب كرده (زيرا در قرآن مجيد نفع و ضرر را فقط مستند به خدا دانسته است نه چيز ديگر) و در اين حال بىنياز مىشود از كمك جستن از خدا در رسيدن به آن مقصود و دور شدن از بلا؛ زيرا هر گاه منجّم حكم قطعى به وقوع حادثهاى كرد و شخص او را تصديق كرد، لازمهاش ترك دعا و طلب خير و دفع شرّ از خداست و نظير آن از صدقه و ديگر امورى كه براى دفع آفات رسيده، بنابراين اگر به طور قطع منجّم حكم نكند؛ بلكه در خبرهاى خوب به خدا اميدوار باشد كه به آن خوبى برسد و در خبرهاى بد به خدا پناهنده شود و به دعا و صدقه در دفع آن ملتجى گردد، ضررى ندارد و جايز است.[٢]
حضرت صادق (ع) هم در اين باره مىفرمايد «علم نجوم به طور كامل در دسترس نيست و به طور ناقص نفعى ندارد.»[٣] بهترين دليل براى ناقص بودن علم نجوم، اشتباهها و خطاهاى منجّمان است كه پارهاى از آن در كتب تواريخ ثبت شده است؛ از آن جمله در جلد دوم «تتمّة المنتهى» آمده است: در سال ٥٨٢ ه. ق. كواكب سبعه در ميزان اجتماع كردند، ابوالفضل خوارزمى و ديگر منجّمان حكم به خراب شدن عالم نمودند به سبب طوفان باد، مردم شروع كردن به حفر انبار در زيرزمين و آب و طعام آنجا بردند و تهيه وزيدن بادهاى سخت نموده و شب ميعاد را منتظر بودند تا آن شب كه ليله نهم جمادى الآخر بود، برسيد و ابداً بادى، بلكه نسيمى نوزيد بهگونهاى كه شمعها افروختند و هوا آنقدر ساكن بود كه شعله چراغ حركت نمىكرد و شعرا در اين باب شعرها گفتند.[٤]
چند سال قبل نظير همين خبر را منجّمان زمان ما دادند و مردم از وقوع آن ترسيدند؛ حتّى شنيده شد كه پيش از ساعت معيّنى كه خبر داده بودند زمين متلاشى مىشود؛ بعضى از اروپايىها خود را در دريا غرق نمودند؛ امّا آن ساعت رسيد و خبرى از برخورد زمين به كرات ديگر نشد.
سحر با معجزه دو تاست
هرگاه امر خارق العادّهاى از كسى مشاهده شد و او مدّعى مقامى نبود و نيز داراى ايمان و ملكه تقوا و زهد بود؛ آن امر خارق العادّه، كرامت ناميده مىشود و نيز شاهد صدقى