ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٧ - ٢ مدينه رفاه
تشنگان بكارد و جامعه بشرى را با آن گمشده خويش روبهرو سازد، زمين را از عدل و قسط سيراب كند و آن قدر بر باده عدالت بيفزايد كه جان آدميان از آن مدهوش گردد.
در سايه اين عدالت، هيچ انسانى در قيد بندگى و بردگى باقى نمىماند.[١]
حقوق به يغما رفته انسانها به آنها باز مىگردد.[٢]
بندهاى پيدا و ناپيداى بندگى از سر و گردن انسانها باز مىگردد و زمينه استثمار انسان از انسان به كلّى برچيده مىشود.[٣]
كارگزاران ظلم و بيداد، مورد بازخواست قرار مىگيرند. قاضيان و حاكمان كژرفتار از مسئوليت خويش، عزل مىشوند و زمين، از هرنوع خيانت و نادرستى پاك مىگردد.[٤]
گردنكشان و مستكبران در هم كوبيده مىشوند و محرومان و مستضعفان در بازگشت حقّ خويش كامياب مىگردند.[٥] ديگر ناله هيچ مظلومى در گلو خفه نمىگردد، اشك و آه هيچ دلسوختهاى بلند نمىگردد، هيچ انسانى سر بر بالين نمىگذارد و هيچ محرومى با كينه و دغدغه ناامنى، روزگار سپرى نمىكند.
و اينها افسانه نيست، بلكه به راستى تمام آن چيزى است كه بر ما وعده دادهاند و ما را در انتظار آن به برترين عبادت فراخواندهاند كه انتظار آمدن او، انتظار گامهاى عدالت است.
٢. مدينه رفاه:
مدينه فاضله اسلامى، مدينه رفاه و آسايش همگانى است. رفاه و تنعّم بدان سان كه ديگر نيازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه يافت نمىتوان كرد. يك دليل مهم بر اين امر، توزيع عادلانه ثروتها و منابع است. در شهر عدالت، كه حقوق انسانها محور توجّه و برنامهريزى است، بالطّبع بذر اين توجّه، محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از مواهب الهى در پى خواهد داشت. هم در تعاليم دينى و هم در آموزههاى علمى و تجربى بشر، به روشنى، به اين واقعيت راه بردهايم كه در صورتى جامعه از غنا و بهرهمندى عمومى سرشار خواهد گشت كه پيشاپيش از عدالت سيراب گرديده باشد و مشكل كشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادى، كمبود منابع و مواهب طبيعى بر گستره خاك نبوده، بلكه توزيع ناعادلانه آنها بوده است.
آنچه در روايات ظهور، در اين باره آمده است، نشان مىدهد كه خواستها و آرزوهاى مادّى انسان، در جدول توجّهات آرمان شهر اسلامى، نه تنها از ياد برده نشده، بلكه حتّى در صدر توجّه و عنايت قرار گرفته است و انسانها، به دليل داشتن چنين خواستهايى مورد نكوهش قرار نگرفتهاند؛ بلكه بر توجّه خداوند در پاسخ به اين خواهشها تأكيد فراوان رفته است:
پيامبر خاتم (ص) مىفرمايد:
«در امّت من، مهدى قيام كند ... و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخوردارى و رفاه دست يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. [و اين رفاه شامل تمامى انسانها خواهد بود چه] نيكوكار و چه بدكار. آسمان مكرر بر آنان ببارد [كنايه از وفور مواهب طبيعى] و زمين چيزى از روييدنىهاى خود را پنهان نسازد.»[٦]
در روايات ديگر سخن از كثرت مال،[٧] وفور نعمتها، بارانهاى پى درپى، سبكبارى و رهايى از بارهاى سنگين زندگى[٨]، آسودگى از رنج طلب كردن و نيافتن، سخنى از اداى قرض تمامِ مقروضان و اداى دِين تمام صاحبان دين است، سخن از بىنيازى تمام انسانهاست و سخن از بذل و بخشش امام (ع) بر همگان است، به طورى كه از طلب مال و بخشش ديگران بىنياز گردند.[٩] در آنجا سخن از عمران و آبادى تمامى عرصه خاك است، به گونهاى كه چون آن حضرت قيام كند، همه خرابىها را آباد كند،[١٠] تمامى سطح زمين را از سرسبزى و نشاط و طراوت بپوشاند،[١١] گنجها و معادن زمين، همگى مورد استخراج قرار گيرند و زمين، آنچه را كه در درون مخفى داشته، براى رفاه و آسايش انسانها به دست او خواهد سپرد.[١٢]