ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤ - اداى حقوق شهروندى و شهرسازى پس از ظهور
پدر صالحان است (اباصالح).[١]
كشاورزان در آن روز، يك مُد از هر محصولى مىكارند و هفتصد مُد برداشت مىكنند؛[٢] يعنى محصولات هفتصد برابر مىشود. تعداد دامها و چهارپايان افزايش مىيابد و امّت اسلام شكوه و عظمت فراوان مىيابد.[٣]
بديهى است كه بارش چهل روزه نزديك ظهور و سخاوت زمينهاى كشاورزى و وفور نعمتها، مردم را ثروتمند و بىنياز خواهد كرد و اين همه به بركت نفسهاى پاك ولى خدا بر روى كره زمين است.
پيرزنى بر سر خود زنبيلى (كيسهاى) از گندم مىگذارد و به آسياب مىرود، كارگران گندمهاى او را آرد مىكنند بدون آنكه اجرت و مزدى از وى دريافت كنند.[٤] از آنجا كه قلبها سرشار از غنا و بىنيازى است، هرگز از ضعف و ناتوانى ديگران جهت بهرهورى بيشتر سوء استفاده نمىشود؛ بلكه اين گروه بيش از ديگران مورد شفقّت و مهرورزى واقع مىشوند و در آن روز است كه حق به حقدار مىرسد و به امر امام زمان (ع) مردم از توزيع عادلانه و مساوات برخوردار مىشوند. افزونهخواهى و ثروتهاى بادآورده و اختلاس و تبعيض طبقاتى در اين جهان هيچ جايى ندارد. در آن روز هيچ زمين زراعى يا غير آن از طريق حكمرانان به بستگان و نزديكانشان اعطا نخواهد شد و قانون اقطاع[٥] نابود مىگردد. از اين رو همه مردم بهطور مساوى از سرمايههاى ملّى بهره مىجويند.
مشكل مسكن و آبادانى زمين
در آن روز همه خانوادهها، مسكنى خواهند داشت كه در آن آرام و قرار مىگيرند. گفته شده است كه آن روز، خانههاى كوفه به رود «كربلا» متّصل مىشوند[٦] و چنان فاصله شهرها كم و كمتر مىشود كه گويى همه دنيا يك شهر است. بيابانهاى خشك و بىآب و علف عراق كه در فاصله بين كوفه و كربلا وجود دارند به بركت باران و هدايت آبهاى سرگردان- كه به دستور حضرتش صورت مىگيرد- سرسبز و آباد مىشوند و خانههايى در آن زمينها ساخته مىشود و سرپناهى براى بىپناهان مهيّا مىگردد.
آن حضرت فرمان مىدهد تا آبراهى از پشت كربلا حفر كنند كه تا «غرييّن»[٧] جريان يافته و به سوى نجف اشرف سرازير شود. آنگاه بر سر راه اين آب، پلها و آسياب ها قرار گرفته و آب به سوى نجف اشرف سرازير شود.[٨]
در آن روز، آسمان پى در پى مىبارد.[٩] زمين، پيوسته گياه و سبزى مىروياند، بهگونهاى كه بانويى بين عراق و شام را طى مىكند در حالى كه قدمهاى خود را فقط بر روى گياه مىگذارد.[١٠] اين مسئله از آن روى اهمّيت دارد كه فعلًا صحراى شام و مناطق اطراف آن از نظر تفتيدگى و خشكى در روى كره زمين بىنظير هستند و حتّى با تكنولوژى بسيار پيشرفته نمىتوان اين مشكل را حل كرده و به اين صحراها حيات بخشيد. تنها حضور و ظهور اوست كه حياتبخش زمين و زمان و هويت بشرى است.
زمين در نهايت سخاوتمندى و گشادگى همه ذخيرهها و بذرهاى نهفته در درونش را تقديم مىكند.[١١] نزديك ظهور آن يار هميشه جوان و مسافر زمان، چهل روز[١٢] آسمان هيچ قطرهاى در گنجينه خود نگاه نداشته و آبشارى بر زمين جارى مىسازد. زمينهاى مردهاى كه با اين باران زنده شدهاند، اينك در صبح ظهور خود را به گياهان و سبزهها مىآرايند و خودنمايى مىكنند. درختان بار فراوان مىآورند و بركت از هر سوى وارد زندگى مؤمنان مىشود.[١٣] مردم چنان غرق در نعمت مىشوند كه تا كنون چنين نبوده است.[١٤]
مؤمنان، زكات مال خويش را بر روى شانههايشان نهاده و براى سرور هستى، حضرت مهدى (ع) مىآورند. آنان چنان وسعت و گشايشى در زندگى مىيابند كه اگر لطف الهى نبود در پى چنين توسعهاى، مست نعمتهاى الهى مىشدند و از حدود خود تجاوز مىكردند. آنها خاضعانه و ارادتمندانه، حقوق را ادا مىكنند و اينگونه رنگ تيره فقر و نادارى از جامعه شيعيان حضرت زدوده شده و رفاه و رزق كريم جايگزين آن مىشود. چشمها پر است از نعمت و دلها سرشار از عشق به منعم و نعمت آفرين. آن روز، شيعيان، خزانهدار و حكمران روى زمين هستند و زمامدارى امور در سراسر گيتى به دست آنان است.[١٥] ثروت و مكنت و مقام و شهرت در دست آنهاست. مقام و ثروتى كه براى اوّلين بار فسادآور نيست و جز افزايش اطاعت، رهاوردى نخواهد داشت.
اداى حقوق شهروندى و شهرسازى پس از ظهور
او به مردم فرهنگ شهروندى را مىآموزد. شهروند زمان ظهور، شهروندى است كه تمامى حقوق