ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥ - اداى حقوق شهروندى و شهرسازى پس از ظهور
ديگران را جزء به جزء حفظ و ادا مىكند و هرگز كاخ آسايش خويش را بر ويرانه همنوعان خود بنا نمىكند.
به فرمان او تمامى پنجرههايى كه رو به خيابانها هستند، بسته مىشوند. زيرا اين مسئله موجب ايجاد فساد عمومى مىشود و نبايد تا انتهاى خانهها توسط عموم مردم در خيابانها ديده شود.
بالكنهايى كه در كوچهها و خيابانها قرار دارند و قسمتى از راههاى عمومى را گرفتهاند، خراب مىشوند. بالكنها و پنجرهها بايد به سوى حياط خانهها باز شوند نه بيرون از خانه؛ زيرا معابر عمومى مربوط به عابران است و حقّ آنان مقدّم بر ديگران خواهد بود.
ناودانهايى كه آب برف و باران را به سوى زمين هدايت مىكنند بايد به سمت داخل خانهها باشند تا معابر عمومى دچار مشكل نشوند و عبور و مرور شهروندان سخت نشود. آب باران و برف هر خانوادهاى بايد در خانه خود آنها ريخته شود. چاههاى فاضلاب نبايد در راهها و معابر عمومى بنا شوند و مردم بايد با همزيستى و محبّت و درك متقابل در كنار يكديگر زندگى كنند. قانون و نظم در سطح شهرها حاكم مىشود. آن حضرت، فرمان مىدهد كه سوارهها در ميانه جادّهها و خيابانها حركت كنند و پيادهها در كنار جادّهها؛ ولى اگر سوارهاى از كنار جاده حركت كرد و با مردى تصادف كرد، ديهاش به عهده اوست.
حتّى مساجدى كه بر سر راههاى عمومى ساخته شده است خراب مىشود و در جاى ديگرى از نو بنا مىگردد تا هيچگونه حقّ شخصى يا ملّى نابود نگردد. خيابانها و جادّههاى عمومى عريض و پهناور مى شوند و حتّى پيشگويى شده است كه تا شصت ذراع به وسعت آنها افزوده مىشود تا وقت شهروندان در ترافيكهاى وقتگير ضايع نشده و روح و روان آنها به علّت سر و صداهاى سرسامآور و آلودگى صوتى و هوايى فرسوده نشود[١]. حضرت به فرمانداران خود دستور مىدهد كه با مردم به عدالت رفتار كنند و حقّ شهروندان را ادا نمايند.[٢] چشمان مردم روشن مىشود و خشنود مىگردند وقتى پاداش صبر خود را از خداوند مىگيرند.[٣]
براى ديدن چنين روزى و نفس كشيدن در چنان فضايى و براى ظهور همه خوبىها، نيكىها و زيبايىها، لحظهها را مىشماريم و شمعها را روشن كرده و به انتظار او مىنشينيم. باشد كه چشمهايمان به ديدارش روشن شود و دلهايمان آرام گيرد. انشاءالله
پىنوشتها:
[١]. الصّراط المستقيم، ج ٢، ص ٢٣٧.
[٢]. كمالالدّين، شيخ صدوق، ص ٦٥٢.
[٣]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٢.
[٤]. اعلامالورى، طبرسى، ص ٤٣٥.
[٥]. كمالالدّين، ص ٦٧٥؛ الكافى، ج ١، ص ٢٥.
[٦]. در بعضى روايات «اخلاق» است و در برخى «احلام». شايد اين تفاوت به دليل تصحيف است و در هر صورت قابل تفسير است.
[٧]. اين روايت با تعابير گوناگون در كتب روايى آورده شده است. البتّه از نظر مضمون تفاوتى با هم ندارند ولى در لفظ متفاوت هستند. در بصائرالدرجات «يجمع به عقولهم و اكمل به احلامهم»، آورده شده و در كمالالدّين و الكافى «مجمع بها عقولهمو كملت بها احلامهم» و در الخرائج و الجرائح راوندى به جاى احلامهم. «اخلاقهم» آورده شده است. از آنجا كه سلسله سند روايت صندوق و كلينى و آنچه در الخرائج مىخوانيم يكى است مسلماً در اين كلمه تصحيف صورت گرفت.
[٨]. شرح الاخبار، قاضى نعمان، ج ٣، ص ٣٥٧.
[٩]. الامالى، شيخ طوسى، ص ٣٨٢.
[١٠]. الغيبة، نعمانى، ص ٢٧٥.
[١١]. همان، باب ١٣، ص ٣٠.
[١٢]. بحار، ٥٢، ص ٣١٩.
[١٣]. منتخبالاثر، ص ٤٧٤.
[١٤]. بحار، ج ٥٢، ص ٣٧٢.
[١٥]. الغيبة، نعمانى، باب ٢١، ج ٢، بحار، ج ٥٢، ص ٣٧٢.
[١٦]. اعلام الورى، ص ٤٣٥.
[١٧]. روضه كافى، كلينى، ٣٤١ (در اين روايت قدرت شنوايى و بينايى مستقيماً به خدا نسبت داده شده تا كرامت و خرق عادت محسوب شود بنابراين مىتوان به امور ارتباطى ظاهرى تعبير كرد).
[١٨]. الغيبه، نعمانى، ص ٣٣٩.
[١٩]. بحار، ج ٥٢، ص ٣٤٥؛ حقاليقين، شبرّ، ص ٢٢٩.
[٢٠]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤٥.
[٢١]. همان، ص ٣١٦.
[٢٢]. عقدالدرر، ص ٢٠٢.
[٢٣]. الغيبه، نعمانى، ج ١، باب ١٧.
[٢٤]. بحارالانوار، ج ٥٤، ص ٣٧٥. در اين روايت با واژه «مزامله» از يكدلى و يگانگى مسلمانان سخن گفته شده است.
[٢٥]. علل الشرايع، شيخ صدوق، ج ١، ص ٩١.
[٢٦]. الغيبة نعمانى، باب ٢١، ح ٣.
[٢٧]. كمالالدّين، ص ٦٥٢.
[٢٨]. عقدالدّرر، ص ٢٨٣.
[٢٩]. همان، ص ٢١١.
[٣٠]. همان، ص ١٩٨.
[٣١]. الزامالناصب، ج ٢، ص ٣٠٧.
[٣٢]. همان، ص ٢١١.
[٣٣]. الارشاد، ص ٣٦٥.
[٣٤]. مسند، احمد بن حنبل ٧، ج ٣، ص ٣٧؛ الدرالمنثور، جلالالدّين سيوطى، ج ٦، ص ٥٧.
[٣٥]. سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥.
[٣٦]. عقدالدّرر، ص ٢٠٠.
[٣٧]. صدر، سيدمحمّد، تاريخ ما بعدالظهور، ص ٧٢٢ و ١٠٢. (اين حديث با تعابير ديگرى نيز آورده شده است).
[٣٨]. الغيبه، شيخ طوسى، ص ٢٨١.
[٣٩]. قرب الاسناد، الحميرى القمى، ص ٤٢.
[٤٠]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٣.
[٤١]. دو ساختمان مشهور نزديك حيره كه از توابع كوفه است.
[٤٢]. الغيبه، شيخ طوسى، ص ٢٨١.
[٤٣]. المستدرك علىالصحيحين، ج ٤، ص ٥٥٧.
[٤٤]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣١٩.
[٤٥]. عقدالدرر، ص ٢٠٦.
[٤٦]. ازاول جمادىالثانى تا دهم ماه رجب.
[٤٧]. عقدالدّرر، ص ٢١١.
[٤٨]. الزامالناصب، ج ٢، ص ١٥٩.
[٤٩]. همان.
[٥٠]. الغيبة، شيخ طوسى، ص ٤٧٥، ص ٤٩٨؛ الارشاد، شيخ مفيد، ص ٣٦٥.
[٥١]. تهذيب الاحكام، شيخ طوسى، ج ١٠، ص ٣١٤.
[٥٢]. منتخب الاثر، ص ٤٧٣.