ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - از مهدى بخواه!
مرحوم محمّد شريف رازى، صاحب «كرامات الصّالحين» خاطرهاى را از زبان مرحوم حضرت آيتالله العظمى سيّد محمّدهادى ميلانى- از مراجع بزرگ تقليد و مُقيم «مشهد مقدّس»- درباره اهمّيت حج و زيارت «خانه خدا» و عنايت حضرت مهدى (ع) به شيعيان خود آورده كه با توضيحات كوتاهى خدمت خوانندگان خوب موعود تقديم مىگردد.
مرحوم حضرت آيتالله العظمى ميلانى مىفرمودند:
دو برادر تبريزى كه سيّد بودند و يكى از آنها روحانى و ديگرى بازارى بود، هر دو مُستطيع شده و امكان تشرّف به مكّه و زيارت خانه خدا برايشان فراهم گرديد.
برادر كاسب و بازارى به برادر روحانى خود پيشنهاد داد و گفت: به خواستِ خداوند، بايد امسال به زيارت خانه خدا برويم و حج بگزاريم!
برادر روحانى در پاسخ گفت: من امسال آمادگى و فرصت ندارم، از سوى ديگر مُحرّم نزديك است و به مجالس متعدّدى دعوت شدهام، شما امسال خود به تنهايى برو، من انشاءالله سال ديگر مشرّف خواهم شد.
برادر بازارى هر چه اصرار كرد، سودى نبخشيد. به ناچار خود به تنهايى عازم زيارت شد و اعمال و مناسكش را انجام داد و بازگشت.
امّا از برادر روحانى بشنويد، او متأسّفانه پس از چند ماه به دليل حادثهاى از دنيا رفت و فريضه حج به گردن او ماند.
برادر بازارى از اين پيشامد و از سستى و اهمال برادر خود خيلى ناراحت و نگران بود و همواره در اين انديشه بود كه آيا او به واسطه برخى از كارهاى نيكش مورد بخشايش قرار گرفته يا اينكه اكنون در برزخ گرفتار است؟!
تا اينكه شبى برادر متوفّاى خود را در خواب ديد كه در باغى زيبا، وضعيّتى دلخواه و فضايى دلگشا زندگى مىكند و پيش از آنكه از او چيزى بپرسد، برادر روحانى گفت: نگران من نباش، من از نجاتيافتگانم!
برادرِ بازارى مىپرسد: چگونه نجات يافتى و مورد لطف واقع شدى؟!
و او پاسخ مىدهد:
پس از مرگ، مرا به پاى حساب بُرده و به جُرم تركِ فريضه حج در مكانى مُتعفّن و تاريك زندانى كردند. در آن فضاى وحشتناك، زير فشار عذابهاى دردآورى بودم تا اينكه دستِ توسّل به دامان مادرم، حضرت زهرا (س)، زدم و نااميدانه عرضه داشتم: مادر جان! درست است كه من فريضه حج را- غير عمدى- ترك كردهام، امّا عمرى از حسين عزيزت سخن گفتهام. شما از خدا بخواه كه مرا ببخشايد و از اين گرفتارى نجات دهد!
اين توسّل، كارساز افتاد و پس از آن بود كه درِ زندان گشوده شد و گفتند: آماده شو! مادرت، حضرت زهرا (س) تو را خواسته است!
مرا نزد مادرم بردند و آن حضرت، از اميرمؤمنان (ع) درخواست كرد كه مرا ببخشايد و نجاتم را از خدا بخواهد.
اميرمؤمنان (ع) در پاسخ فرمودند: «دختر گرامى پيامبر (ص)! اين شخص بارها روى منبر به مردم مىگفت: در روايت آمده: اگر كسى فريضه حج را در صورت امكان و توان، ترك كند، هنگام مرگ به او گفته مىشود: يهودى يا نصرانى بمير! و اينك خودش اين فريضه را ترك كرده است، من چه كنم؟!»
مادرم فرمود: «او به من توسّل جسته، راهى براى نجات او بيابيد!»
در اين هنگام اميرمؤمنان (ع) فرمود: «تنها يك راه به نظر مىرسد و آن اينكه از فرزندت مهدى (ع) بخواه كه امسال به نيابتِ او حج كند!»
مادرم از فرزند عزيزش، حضرت مهدى (ع) خواست و آن بزرگوار پذيرفت و من نجات يافتم و اكنون در اين باغ زيبا كه مىبينى، هستم![١]
پىنوشت:
[١]. كرامات الصّالحين، محمّد شريف رازى، صص ٢٥٧- ٢٥٨.