ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - اتوپيا، سرزمين موعود و واقعيّت هاى فراموش شده
حكومت سليمان (ع) را عصر طلايى خود مىداند و همه تلاش خود را براى برقرارى مجدّد هيكل سليمان (ع) (يعنى معبد سليمان) در «بيتالمقدّس» صورت مىدهد؛ البتّه نيّت يهود، بازگشت به مُلك بر حقّ سليمان، براى اقامه عدل و حق نيست؛ بلكه ترفندى استراتژيك براى مقاصد سياسى است.
پس اتوپيا همان آرمانشهر و آتلانتيس همان سرزمين موعود گم شده مىباشند.
\* انديشه افلاطونى اتوپيا و آتلانتيس، كه به تعبير شما، ريشه در تلقّى يهود دارد، چگونه در دوره مدرن باز توليد مىشود؟ از اين جهت اين را مىپرسم كه اين مفاهيم در مكاتب گوناگون غربى در قرنهاى اخير بسيار به كار رفته است!
بله! در اواخر عصر كليسا در غرب و همزمان با آغاز رنسانس و جنبش دوم اومانيسم در اروپا- پس از اومانيسم يكم كه در يونان باستان پديد آمده بود- سه حركت ويژه از غرب اروپا، به ويژه از كشور انگليس آغاز شد. ابتدا با حمايت و فرمان دولتهاى اسپانيا و انگليس، كريستف كلمب (١٤٥١- ١٥٠٨ م.) به سمت غرب روانه شد و به سرزمين سرخپوستان رسيد و اين مرحله، سرآغاز اشغال و غارت آن سرزمين و شكلگيرى دنباله تمدّن غرب در آنجا، در قالب قارهاى به نام آمريكا شد. ديگر اينكه سياستمدارى به نام تامس مورMore (١٤٧٨- ١٥٣٥ م.)
در دربار انگليس، كتابى نوشت به نام «اتوپيا». او در اين كتاب، با تركيب اومانيسم جديد و برخى انگارههاى كاتوليكها، ضمن نقد جامعه آن زمان غرب، طرح جامعه آرمانى نوينى را