ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - بازنگرى ولى عصر (عج) در زيبايى شناسى جائرانه
جائرانه را عادلانه و مناسبات عادلانه را جائرانه ببيند. همچنان كه حبّ به معروف در انسان قرار داده شده است و ممكن است انسان بهجايى برسد كه منكر را معروف ببيند و معروف را منكر. همان اتّفاقى كه براساس روايات در آخرالزّمان واقع مىشود؛ يعنى بشر به نقطهاى مىرسد كه زيبايىشناسىاش عوض مىشود. ابليس به دنبال اين است كه زيبايىشناسى انسان و جهت اراده او را به سمت دنيا و پرستش نفس تغيير دهد. اگر چنين اتّفاقى افتاد، ديگر تلقّى انسانها از عدالت در مناسبات اجتماعى يك تلقّى واحدى نخواهد بود. عدّهاى مناسباتى را عادلانه و عدّهاى ديگر همان مناسبات را جائرانه مىدانند.
تعريف عدالت به تناسبات ولايت خداوند متعال
نكته سوم اينكه براساس همين گرايش فطرىاى كه در بشر نسبت به عدالت وجود دارد، تا آنجا كه اين موضوع جزو مطلوبهاى اساسى انسان قرار گرفته است، يكى از اصلىترين جلوههايى كه ما بايد براى جذب افراد به عصر ظهور بر روى آن تأكيد كنيم، همين موضوع عدالت است. بنابراين از نظر مقام اثبات و در مقام تبليغ، دعوت به عدالت يكى از بهترين دعوتهاست، از نظر مقام ثبوت هم واقعاً تا عدالت محقّق نشود، قرب محقّق نمىشود.
نكته چهارم اينكه به گمان من عدلى كه در فطرت انسانها قرار داده شده است، چيزى جز تناسبات ولايت الهى نيست. ما منكر حسن و قبح ذاتى نيستيم- مثل اشاعره- امّا اينكه ذاتى در مقابل ولايت خداوند متعال و تناسبات او فرض كنيم و بگوييم حسن و قبح آنجاست و اين حسن و قبح قانونى اساسى است كه خدا هم به آن ملزم است، اينگونه نيست. حسن و قبح به تبع ولايت خدا تعريف مىشود. به عبارت ديگر تناسبات ولايت خداوند است؛ يعنى جريان ولايت خداوند مناسبات خاص خود را دارد و در هر مناسباتى جارى نمىشود.
ولايتى كه از سوى خداوند بر مؤمنان واقع مىشود و شايد همان ربوبيّت خاص باشد كه فقط مؤمنان را دربر مىگيرد (الله ولى الّذين امنوا)،[١] در ادامه مىشود ولايت ولى الله الاعظم (ع)، ولايت نبى اكرم (ص) و ائمه معصومان (ع). تناسبات اين ولايت عدل مىشود كه شريعت هم تناسبات اين ولايت را در ابعاد مختلف حيات بيان مىكند. بنابراين تحقّق ولايت، چيزى جز تحقّق همه جانبه ولايت ولى الله در همه شئون حيات نيست. اگر در جامعهاى تولّى به ولايتالله به كمال رسيد و زمينه جريان ولايت ولى خدا در همه زواياى آن محقّق شد، عدل محقّق مىشود. جور از آنجايى محقّق مىشود كه بشر از ولايت خدا خارج مىشود. همچنان كه شرّ از آنجايى آغاز مىشود كه مخلوقات از عبوديّت خارج مىشوند. آنگاه كه بنده از ولايت خدا خارج مىشود، مناسبات جائرانه آغاز مىشود؛ چه در رابطه انسان با خودش و چه در رابطه انسان با بيرون خودش، اعم از طبيعت، حيوانات و انسانهاى ديگر. اساس ظلم، خروج از ولايت است. اگر انسانها تحت ولايت ولى خدا باشند، هرگز ظلم نمىكنند؛ زيرا ولى خدا تحت ولايت خداى متعال است، بنابراين نقطه مشيّت خداست، مقام عصمت يعنى همين. يعنى با تمام قدرتى كه دارند هيچ يك از قدرتهاى نامتناهى آنها در هيچ مرحله از مراحل عزم و ارادهشان از مشيّت حق تخلّف نمىكند. اگر همه ما غرق در ولايت الله شديم و تسليم حق گشتيم به ميزانى كه اخلاص در ما محقّق مىشود و نور ولايت الهى در همه ابعاد حيات ما جارى مىگردد، عدل در درون ما و سپس در مناسبات بيرونى ما محقّق مىشود. بنابراين وقتى در يك جامعه، ارتباطات انسانى و جريان ارادهها بر محور اراده خداوند بود، همه ارتباطات عادلانه مىشود. پس عدل وقتى محقّق مىشود كه همه تسليم ولايت خداوند شويم و ارادههايمان، به تعبيرى مجارى فرمان و مشيّت حق شوند. به ميزانى كه ما اراده خودمان را مجراى فرمان، اراده و مشيّت الهى قرار مىدهيم، مجراى عدل مىشويم و عدل هم در تناسبات درونى ما، يعنى در اوصاف، در رفتار و در اعتقاداتمان جارى مىشود و هم در تناسبات بيرونى ما، يعنى در رابطه ما با ديگران، با طبيعت با عالم مادّه و ....
پس حقيقت عدل، چيزى جز جريان ولايت خدا در همه شئون حيات نيست. اگر عصر ظهور، عصر عدل است، يعنى عصر عبوديّت است، بنابراين آنچه از عدل در عصر ظهور فهميده مىشود، اين مفهوم مادّى عدل كه گفته مىشود، نيست؛ حتّى در جلوه اقتصادىاش هم عدل مادّى نيست. تناسبات عادلانه اقتصادى، تناسباتى است كه همه تنعّمات بشر در عرصه حيات اقتصادىاش، تنعّمات بر محور ولايت ولى الله است. همه وجودش جذب در ولايت او و تسليم اوست.
بازنگرى ولىعصر (عج) در زيبايى شناسى جائرانه
در عصر ظهور آن عدلى كه محقّق مىشود همان عدل فطرى است، نه عدالتخواهىاى كه در انسان تحريف شده و شيطان توانسته است با تغيير زيبايىشناسى انسانها معادلات جائرانه را جاى معادلات عادلانه بگذارد. همان كارى كه به شكل ديگرى در دستگاه مادّى اتّفاق افتاده است. در پروتكلهاى يهودى هم آمده است كه بشريت را با قانون تسليم كنيد و بعد قانون را خودتان بنويسيد. اگر قوانين نظام سرمايهدارى را كه در متنش