ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٨ - ٣ شعبده
٢. كهانت
كهانت خبر دادن از امور آينده و پيشگويى كردن است. بهگمان اينكه اين اخبار از بعضى طوايف جنّ به او رسيده است يا به گمان اينكه از روى مقدّمات و اسبابى كه مىشناسند از آنها امور آتيه را مىدانند؛ مثل اينكه از كلمات و حالات و رفتار سؤال كننده پى به بعضى از امور آتيه يا خفيه او مىبرد و صاحب «نهايه» مىگويد: اين قسم از كهانت را عراف مىخوانند، ليكن مشهور فقها برآنند كه كاهن كسى است كه براى او صاحب رأيى از طايفه جنّ باشد كه به او امور مخفى را خبر مىدهد؛ مثلًا فلان مال دزديده شده كجاست يا دزد آن كيست يا گمشده كجاست يا قاتل فلان شخص كيست؟ يا از امور آتيه او را خبر دهد از انواع پيشگويىها و به اتّفاق جميع فقها كهانت حرام است و چنانچه ياد گرفتن سحر و ياد دادن آن به ديگرى و عمل كردن به آن و رفتن نزد ساحر براى عمل سحرش حرام است همچنين تحصيل كهانت و عمل به آن و رفتن نزد كاهن براى كهانت نيز حرام است.
حضرت صادق (ع) مىفرمايد: «كسى كه كهانت كند و كسى نزد كاهن برود تا برايش كهانت كند، از دين محمّد (ص) بيرون شده است.»[١]
ابن هيثم از حضرت صادق (ع) مىپرسد: نزد ما مردى است كه هرگاه كسى نزد او مىآيد و از مال دزديده شده يا چيز گمشده و مثل اينها مىپرسد، او را خبر مىدهد، آيا جايز است از او بپرسيم. حضرت فرمودند: «رسول خدا (ص) فرمود: كسى كه نزد ساحرى يا كاهنى يا دروغگويى برود؛ در حالى كه او را تصديق كننده باشد، پس به تمام كتابهاى آسمانى كه خدا بر پيغمبرش فرستاده است، كافر شده.»[٢]
حضرت صادق (ع) كهانت را از جمله كسبهاى حرام ذكر مىفرمايد و اجرت بر آن را حرام مىداند؛[٣] مثل همين از حضرت اميرالمؤمنين (ع) هم روايت شده است.
صلاح مردم در ندانستن آتيه است
بايد دانست كه در تحريم كهانت و نظاير آن حكمتها و مصلحتها است، از آن جمله خداوند حكيم نخواسته است كه بشر از غايبات و حوادث آينده با خبر شود و صلاحش در ندانستن آنهاست؛ زيرا اگر خوب و موافق ميل باشد، به دانستن آن زودتر به او نمىرسد و نيز ممكن است كه آن حادثه نيك، به شرط به جا آوردن كار خيرى از قبيل دعا و صدقه باشد و شخص در اثر به جا نياوردن آن محروم گردد و آن امر خير واقع نشود. اگر آن حادثه بد و خلاف ميل باشد، از دانستن آن سخت ناراحت مىشود؛ با اينكه محتمل است كه از حوادث حتمى نباشد و در آن بداء واقع شود و چه بسيار حوادث مترقّبهاى كه به بركت دعا و صدقه و امور خير برطرف گرديده؛ مانند برطرف شدن بلا از قوم يونس پس از نزديك شدن آن به سبب توبه و دعا. چنانچه در قرآن مجيد بيان فرموده است.[٤]
٣. شعبده
شعبده نشان دادن چيزى است كه حقيقت و واقعيّت ندارد، بهوسيله سرعت حركت، به گونهاى كه بيننده آن را در خارج مىبيند؛ چنان چه آتشى كه در آتش گردان است، وقتى كه به سرعت حركت داده مىشود، چشم، يك دايره متّصل آتشينى مىبيند با اينكه واقعاً اين طور نيست و مانند كسى كه سوار اتومبيل يا كشتى است، خود را ساكن و زمين و دريا را متحرّك مىبيند. شعبده هم امور غير واقع را حقيقت نشان دادن است.
به اتّفاق جميع فقها، شعبده (چشمبندى) حرام و از اقسام سحر است. چنانچه در حديث احتجاج از حضرت صادق (ع) شعبده را از اقسام سحر دانستهاند و نيز تعريفها و تقسيمهايى كه اهل فن براى سحر كردهاند، شامل شعبده مىشود.