ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٥ - ١ مدينه عدل
١. مدينه عدل:
عدالت، واژهاى غريب نيست؛ امّا حقيقتى قريب هم نيست. سدهها و هزارههاى بسيارى است كه بشر با اين رؤيا روز و شب سر كرده؛ امّا جز زور، اختناق، ظلم و بيداد، نصيبى نبرده است.
ديدهايم و مكرّر شنيدهايم كه در طول تاريخ، انسانهاى بسيارى با انديشه عدالت و فرياد دادخواهى انسانها، اين حقيقت را زنده و جاودان ساخته اند؛ امّا تلاش عملى آن خيرانديشان و نيك خواهان در راه برقرارى عدالت، در بيشتر موارد كمثمر يا بىثمر بوده و عدالت در معناى حقيقى آن، همچنان در رؤيا. چقدر سخت و دشوار است تعبير نشدنِ اين رؤياى شيرين؛ امّا مىدانيم، هر چه بر شماره اوراق تاريخ افزون گردد، از شماره انتظارمان خواهد كاست و اين همان چراغ اميدى است كه قرنها و قرنهاست در دل انسانها به عشق آمدن آن منجى، روشن و فروزان است. به عشق او، كه نامش (عدل) است (السّلام على ... العدل المشتهر) كلامش عدل است و راهش عدل. او كه حكومتش، حكومت عدالت است و اين گم شده بشريت را در فرجام تاريخ بدو باز خواهد گرداند.