ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - دولت اهل بيت (ع)؛ ملك عظيم خداوندى
تصرّف در زمان ملكى اتّفاق مىافتد، شنونده روايت، ديدار برادران ساكن در شرق و غرب عالم را تنها تأويل به رواج تلويزيون و ماهواره در آن عصر مىكند.
در روايت ديگرى از امام صادق (ع) آمده است:
«انّ قائمنا اذا قام، اشرقت الارض بنور ربّها و استغنى النّاس؛[١]
هنگامى كه قائم ما (ع) قيام كند؛ زمين به نور پروردگارش روشن مىگردد
ومردم از روشنايى [ديگر] بىنياز مىشوند.»
اين روشنايى فراگير كه مردم را از ساير منابع بىنياز مىسازد، قطعاً در ظرفى يا ظرفيّتى خارج از امكانات و قوانين عالم مُلكى و فيزيكى اتّفاق مىافتد.
ديگرگونى زمان از مسير تصرّف در زمان حادث مىشود و تنها شخص قادر و توانمند براى اين دخل و تصرّف، مردى است كه صاحب ولايت تامّه و قدرت تصرّف در زمان و مكان است.
امام باقر (ع) درباره مدّت حكومت امام (ع) مىفرمايند:
«هفده سال حكومت مىكند كه هر سال آن معادل ده سال است، از ديگر سالها.»[٢]
در روايتى ديگر هم امام صادق (ع) اشاره به تغيير كيفى زمان در عصر ظهور دارند و مىفرمايند:
«هفت سال بدين منوال مىگذرد، ولى شبها و روزهايش طولانى مىشود و هر سال آن با ده سال از سا لهاى شما برابرى مىكند.»[٣]
در حال حاضر، در فضايى خارج از عالم مُلكى و در نزد ارواح، ملائك و مجرّدات اين تفاوت در زمان دو عالم جارى و سارى است و در قيامت نيز به طور تام اين واقعه حادث مىشود؛ امّا وجه ديگرى از آن در وقت ظهور و در مُلك عظيم اهل بيت (ع) ظاهر و بارز خواهد شد.
اين تحوّل در جان آدمى هم رخ خواهد داد؛ البتّه نه از آن سنخ و جنس كه در دايره تصوّرات مادّى ما وارد مىشود؛ بلكه از جنس ديگرى است كه مصاديقى از آن را عرض كردم.
امام باقر (ع) درباره تحوّل در جسم و جان مردم مىفرمايند:
«آنگاه كه قائم ما قيام كند، دست خود را بر سر بندگان مىگذارد و به اين وسيله عقلهاى ايشان را جمع مىگرداند و اخلاق ايشان را كامل مىفرمايد.»[٤]
امام باقر (ع) مىفرمايند:
«وجدنا فى كتاب على (ع): «انّ الارض لله يورثها من يشاء» «من عباده و العاقبة للمتّقين» انا و اهل بيتى الذين اورثنا الله الارض و نحن المتّقون و الأرض كلّها لنا؛
در كتاب على (ع) در ذيل آيه «زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مىدهد و سرانجام نيز از آن پرهيزكاران است»، چنين يافتيم كه: «من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما ارث مىدهد و ماييم پرهيزكاران و زمين تماماً از آن ماست.»[٥]
دولت اهل بيت (ع)، دولتى فراگير، جهانى و گسترده در سراسر زمين خواهد بود.
خداوند در «سوره حديد، آيه» ٢١، اوضاع آن دوران را همانند بهشتى بر روى زمين تعريف كرده است: «سابِقُواإِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ...؛
براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان سبقت بگيريد و بهشتى كه عرض آن مانند عرض آسمان و زمين است، براى كسانى كه به خدا و رسولانش ايمان آوردهاند؛ آماده شده است.»
در «آيه ١٠٨ از سوره هود»، صحبت از بهشت و جنّت شده است. جنّتى كه سعادتمندان در آن مادامى كه آسما نها و زمين پابرجاست، جاودانه خواهد ماند. «وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ...»
حضرت اميرالمؤمنين (ع) در مورد بهشت ياد شده در اين آيه مىفرمايند كه:
«آسمانها و زمين كه قرار است اين بهشت در آن به پا شود، عبارت از آسمانها و زمين قبل از قيامت خواهد بود؛ چرا كه بعد از قيامت ديگر آسمان و زمينى در كار نخواهد بود و تبديل خواهند شد.»[٦]
با هبوط حضرت آدم (ع) و حوّا به زمين، زمين محلّ سكناى آدمى شد و آنها ناگزير با تبعيّت از كلّيه قوانين عالم مُلكى و فيزيكى سير در زمين را آغاز كردند و بىشك جمله تغييرات و تبديلات در عرصه زمين، متأثّر از همين قوانين جارى در عرصه زمين است كه چونان سنّتهايى ثابت، حكم خود را بر جمله ساكنان زمين جارى مىكنند.
عدول از قوانين عالم ملكى و تصرّف در آن قوانين تنها از طريق اعجاز و كرامات انبيا و اوليا اتّفاق افتاده است؛ آنان كه به دليل ارتباط ويژه با منبع غيبى و ماورايى و بنا به ضرورت در هيئت معجزه و اعمال خارق العادّه، چشمههايى از قوانين و توانايىها و دارايىهاى ماورايى و غيرمادّى را به بشر نشان دادند.
معجزات، پرده از عوالم غيبى و ماورايى برمىداشتند تا بر بندگان خداوند، حجّت تمام شده و احكام رسولان و انبيا را گردن بنهند و از تجاوز و ناپرهيزكارى دست بردارند. به جز اين، ارتباط گستردهتر ميان عوالم مادّى و غيبى، تنها در چند مقطع اتّفاق افتاده است كه هر يك از آنها نيز تنها نمونه و وجهى كوچك از تجربه زندگى در فضايى ميان عالم غيب و شهود به شمار مىروند.
ملك آدم (ع)، ملك سليمان (ع) و ملك يوسف (ع) سه نمونه كوچك از بهشت عظيم اهل بيت (ع) بودند.
حضور آدم و حوّا در جنّتى و باغى از جنّتهاى دنيوى كه در عين حال قوانين آن با قوانين دنيايى ما فرق داشت، تأسيس ملك سليمان (ع) با استفاده از قدرت الهى و آسمانى حضرت سليمان (ع) كه منجر به تسخير شياطين و اجنّه شد و بالأخره مُلك يوسف (ع) كه در آن، جملگى مردم به سوى توحيد و يكتاپرستى رفتند، تنها سه نمونه كوچك از مُلك عظيم و بهشت موعود مىباشند كه وعده تحقّق آن داده شده است.