فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٦٨ - باب دويم در نقل اخبارى كه از مولاى متقيان و امير مؤمنان على بن ابى طالب(ع) درين امر وارد شده
تابوت را برمىداريد، عقب تابوت را جمعى برخواهند داشت، و اگر عقب را برمىداريد، پيش تابوت را جمعى برخواهند داشت، يعنى ملائكه.
آمديم بر سر تتمّه حديث اوّل: پس آن حضرت فرمود كه چون مرا خواهيد برد به قبرى خواهيد رسيد كنده و لحد ساخته و خشت در آن چيده. پس مرا در لحد گذاريد و خشت بر من بچينيد و چون خشتها را بگذاريد يك خشت از بالاى سر من برداريد و گوش بدهيد به هاتفى كه ندا خواهد كرد. پس چون حسنين به اوامر آن حضرت عمل نموده، آن حضرت را دفن نمودند و خشت بر لحد چيدند، يك خشت از جانب سر برداشتند در قبر چيزى نديدند و قبر را خالى يافتند. در آن حالت هاتفى آواز داد كه حضرت امير المؤمنين بنده صالح و نيكو كردار خداوند عالميان بود. حق تعالى او را به پيغمبر خود ملحق ساخت.
پس حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود كه- حق سبحانه و تعالى- چنين مىكند به جميع اوصيا بعد از انبيا حتّى آنكه اگر پيغمبرى در مشرق وفات يابد و وصيّ آن پيغمبر در مغرب، البتّه حق تعالى آن وصى را به آن پيغمبر ملحق مىسازد.
و باز محمّد بن احمد بن داود به اسناد خود از احمد بن خباب روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين (ع) نظر كردند به نجف اشرف و فرمودند كه چه خوش آينده است ديدار تو و چه خوشبوست قعر تو! خداوندا! قبر مرا درين زمين قرار ده.
و ذكر كرده است فقيه، محمّد بن معد موسوى (رضي الله عنه)، كه ديدم در بعضى كتب حديث قديم كه روايت كرده بودند مسند از حضرت امام جعفر صادق (ع) كه آن حضرت فرمود كه حضرت امير المؤمنين ٧ به حضرت امام حسن (ع) وصيّت فرمودند كه در چهار موضع قبر از جهت آن حضرت بكند: در مسجد و در رحبه كوفه و در نجف و در خانه جعدة بن هبيره، و غرض آن حضرت اين بود كه دشمنان آن حضرت موضع قبر آن جناب را ندانند.
مصنّف گويد كه اين سخن را حضرت سرّا و مخفى فرمودند، و اوّل مرتبه اگر اين ظاهر مىشد هر آينه دشمنان تفحّص مىكردند، و اصل و صحيح درين باب آنست كه ما