فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢١ - تعليقات
علق (٤٤): پاره خون [يا: پارهاى خون].
لم يتكلّم (٤٤): هيچ حرف نگفت.
اكره (٤٥): خوشم نمىآيد.
فواقا (٤٥): بقدر فاصله ميان دو دفعه دوشيدن شتر كه يك لحظه بيش نيست.
حذار (٤٥): از خوف اينكه.
أسارك بكلمة (٤٦): يك كلمه با شما آهسته بگويم.
يعضّ (٤٦): به دندان بگيرد.
فعال (٤٦): افعال و اقوال.
مترقّب (٤٦): منتظر.
حقد (٤٦): كينه.
اعجب الاشياء (٤٠): از همهچيز عجيبتر.
الاجانب الاباعد المناوؤن (٤١): بيگانگان دوران دشمن.
انّ هذا من غريب القول (٤١): اين قولى است در نهايت غرابت.
الحال (٤١): اين امر.
الستخرج قولا (٤١): قولى استنباط كردند.
مراء (٤١): منازعه.
أردنا تشعب المقال (٤١): ... خواستيم استيفاء فنون كلام در اين باب بكنيم ...
قد تحقّق و علم (٤٣): بتحقيق كه ثابت و معلوم است و بر عالميان ظاهر است.
الشّحناء (٤٣): بغض.
البغضاء (٤٣): كينه.
ينتمى اليه (٤٤): منسوب به آن حضرت بود.
تديّن (٤٤): عبادت.
لتحكيمه (٤٤): كه قايل به حكمين شد.