فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٦ - تعليقات
آيا خواهى گفت متابعت حسن بصرى كردم ... يا ....... يا ملّاى روم را شفيع خواهى كرد كه مىگويد: ابن ملجم را حضرت امير المؤمنين- ٧- شفاعت مىكند و به بهشت خواهد رفت، و حضرت امير به او گفت كه: تو گناهى ندارى؛ چنين مقدّر شده بود و تو در آن عمل مجبور بودى؛ و مىگويد:
|
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد |
موسئى با موسئى در جنگ شد |
|
و در هيچ صفحهاى از صفحههاى مثنوى نيست كه اشعار به جبر يا وحدت وجود يا سقوط عبادات يا غير آنها از اعتقادات فاسده نكرده باشد؛ و چنانچه مشهور است و پيروانش قبول دارند ساز و دف و نى شنيدن را عبادت مىدانسته است.» (عين الحيات، ج ٢، ص ٤٥٧).
مخالفت جدّى علّامه محمّد باقر مجلسى (ره) با صوفيان عصر خويش مورد اتّفاق مخالف و مؤالف است، ولى نسبتهاى افراطىاى كه برخى در باب صوفى ستيزى به او دادهاند، مورد تأييد اسناد تاريخى نيست، و حتّى گرايشهاى ژرف عرفانى در نگارشهاى وى مىتوان دستياب كرد. (در اين زمينه، نگر: علّامه مجلسى، حسن طارمى، چ ١، صص ٢١٨- ٢٤٢؛ و: صص ١٠٦- ١١١).
بارى، آشنائى علّامه محمّد باقر مجلسى (ره) با مثنوى، جز اينجا، باز هم از آثارش مستفاد مىگردد (سنج: علّامه مجلسى، حسن طارمى، چ ١، ص ٢٤٢). اين آشنائى نابيوسيده نيست؛ چه، والد ماجد علّامه، يعنى مولى محمّد تقى (ره)، يك جا نوشته است:
«چه زيباست كه انسان در سفر، با خود، كتابهاى علمى و پرمحتوا، مانند مثنوى را بردارد، تا سفرش، سفر الى اللَّه باشد و در نعمتهاى الهى بينديشد و گشت و گذارش تنها جنبه حيوانى نداشته باشد» (سنج: روضة المتّقين، ج ٤، ص ٢٤٨).
١٤٥/ ١٠ نظم/ چنين است در مرعشى. اين لفظ در اعظم نيست.
١٤٥/ ١١ يك دهن .../ اين بيت، بيت شماره ١٨٨٦ از دفتر پنجم مثنوى (تصحيح استعلامى) است.
گر بگويم .../ اين بيت، بيت شماره ٤٤٤٥ از دفتر سوم مثنوى (تصحيح استعلامى)