فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٨٧ - باب ششم در ذكر اخبارى كه از حضرت امام جعفر صادق(ع) در بيان اين معنى وارد شده است از طرق اهل سنت و شيعه
و كالصّحيح از مفضّل بن عمر منقولست كه داخل شدم بر حضرت امام جعفر صادق (ع) و عرض نمودم كه اشتياق نجف اشرف دارم. فرمودند كه از چه جهت؟ عرض نمودم كه مىخواهم زيارت كنم حضرت امير المؤمنين (ع) را؟ فرمودند كه ثواب زيارت آن حضرت را مىدانى؟ گفتم: نه، يا ابن رسول اللَّه! مگر آنكه شما بفرمائيد. فرمودند كه هر گاه زيارت كنى آن حضرت را بدان كه زيارت مىكنى استخوانهاى حضرت آدم و بدن حضرت نوح و جسم مقدّس حضرت امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليهم- را. عرض نمودم كه يا ابن رسول اللَّه! مشهور است كه حضرت آدم در سرانديب فوت شد و مىگويند كه استخوانش در بيت اللَّه الحرام است؛ پس چگونه استخوان آن حضرت به كوفه آمد؟
فرمودند كه حق- سبحانه و تعالى- وحى فرستاد به حضرت نوح در وقتى كه در كشتى بود كه هفت شوط طواف خانه بكن. طواف خانه كرد چنان كه حق- سبحانه و تعالى- فرموده بود و از كشتى به زير آمد و داخل آب شد و آب تا زانوهاى آن حضرت بود. پس از آب تابوتى بيرون آورد و در كشتى گذاشت و كشتى در ميان دريا مىگشت يا طواف خانه مىكرد آن مقدار كه حق- سبحانه و تعالى- خواست. پس كشتى رسيد تا دروازه كوفه و داخل مسجد كوفه شد. آنگاه حق- سبحانه و تعالى- به زمين خطاب كرد كه آب خود را فرو بر. پس آب دريا در مسجد كوفه فرو رفت همچنان كه ابتدا از آنجا بيرون آمده بود؛ و جمعى كه با نوح بودند در كشتى، در اطراف عالم متفرّق شدند و حضرت نوح تابوت حضرت آدم را از كشتى بيرون آورد و در نجف دفن كرد و اين نجف قطعهايست از كوهى كه حق- سبحانه و تعالى- در آن كوه با حضرت موسى سخن گفت و حضرت عيسى را درين كوه مقدّس و مطهّر گردانيدند و حضرت ابراهيم (ع) را درين كوه خليل خود گردانيد و حضرت محمّد را- ٦- در شب معراج بر اين كوه خلعت محبت خويش پوشانيد و آن را محلّ سكناى پيغمبران گردانيد؛ و قسم به خدا كه بعد از دو پدرش، آدم و نوح، كسى از پيغمبران سكنى نكرد كه گرامىتر از حضرت امير المؤمنين (ع) باشد. پس چون زيارت كنى جانب نجف را پس زيارت كن استخوانهاى حضرت آدم و بدن حضرت نوح و جسم حضرت امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليهم- را كه زيارت