فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٧ - ترجمه فرحة الغرى
اقتدار صفوى بىارتباط نيستند، چنان كه مقدّمه حقّ اليقين به نام سلطان حسين صفوى است؛[١] برخى هم ارتباطى ندارند، مانند ترجمه فرحة الغرى كه به استدعاى «بعضى از دوستان ايمانى و برادران روحانى» فراهم شده.
از منظرى ديگر، آثار فارسى مرحوم مجلسى بر دو دستهاند: يكى آنها كه بيشترينه شيعيان مخاطب آناند و ديگر آثار نسبتا تخصّصىتر كه خوانندگان محدودترى خواهند داشت.
كتابهائى مانند حلية المتّقين و زاد المعاد از دسته نخستاند. از آثار درخور نگرش در دسته دوم آثار فارسى مجلسى، «ترجمه قصيده تائيّه دعبل خزاعى» است كه به درخواست شاه سلطان حسين صفوى انجام داده است. وى قصد داشته از اشعار چند شاعر شيعى مذهب ديگر، از جمله فرزدق و سيّد حميرى، نيز ترجمه كند كه امكان آن را نيافته است.[٢] ترجمه فرحة الغرى هم از دسته دوم است.
هر چند خواننده عادى با مطالعه مقدّمه ترجمه فرحة الغريّ علّامه مجلسى و در نگاه اوّل، آن را يك تلخيص فارسى كتاب سيّد عبد الكريم بن طاوس مىپندارد، پس از مطالعه كامل متن و بويژه در صورت سنجيدن آن با متن عربى كتاب سيّد عبد الكريم، درخواهد يافت كه ترجمه علّامه مجلسى خود نوعى شرح است بر اين كتاب؛ گرچه شرحى مختصر؛ و آنچه مجلسى فرو انداخته،- اگر نه همه- عمدتا، مطالبى بوده كه مخاطب فارسى زبان كتاب نيازى بدانها نداشته، بلكه از درج و ترجمه آنها ملول مىشده است.
توضيحها و بسط و افزايشهاى علّامه مجلسى (ره) در ترجمه فرحة الغرى معمولا در مواضعى است كه نكتهاى تاريخى، اعتقادى يا حديثى در ميان است و مرحوم مجلسى مىكوشد خواننده را به حاقّ برداشت خود از مطلب يا قرائن مؤيّد معنا راهنمائى كند.
سبك ترجمه فرحة الغرى از ميان سبكهاى امروزين بيشتر به ترجمه آزاد مىماند. گاه ترجمه مرحوم مجلسى، بسيار آزادانه مىشود. نمونه را، در ترجمه:
«طلع القيم أبو البقاء إلى زيد بن واقصة و هو صائغ على باب دار التقى بن أسامة العلوى النسابة، فأخذ منه الصينية و فيها أوزان الذهب و أوزان الفضة؛ فجمع الرجل جميع الأوزان
[١] نگر: شناختنامه علّامه مجلسى، ج ٢، ص ٣١.
[٢] نگر: علّامه مجلسى، حسن طارمى، ص ١٣٢.