ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٢٤١ - فصل دوم در بيان درجات و مراتب سخن و انواع و اصناف آن
شراب طهور دارد والى شهرستان دل به موجب «ان اللّه جميل و يحب الجمال»[١] نمك ملاحتى در جام آن سخن بيزد، و يا شهد حلاوتى بر آن ريزد، تا از شورى و شيرينى آن مزاج، مزاج شراب معنى آن سخن، طعم انس گيرد و در ذائقه روح مستمع مستأنس به حكم «من استأنس باللّه استأنس بكل شيىء مليح و وجه صبيح» انسى حاصل شود.
«وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»[٢].
و گاهى كه قائل را كمال حقيقى كه موجب وصول است به مقصود در نظر آيد، و در حكم مواعظ سخن گويد و از شيشه شراب عباد اللّه فيض يابد، خطيب عقل به منبر بلاغت بر آمده به حكم «ان من الشعر لحكمة و ان من البيان لسحرا»[٣] روح تذكيرى و روان تأثيرى در جان سخن دمد، تا از برودت آن مزاج، مزاج شراب معنى آن سخن، طعم كافور گرفته در ذائقه مستمع سالك بمقتضاى: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[٤] برد اليقينى احداث كند «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً»[٥] و گاهى كه قائل را محبت ولى كامل كه وسيله قرب است به حق جلّ شأنه به حكم: «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»[٦] در اعتزاز آورد و در شوق آن سخن راند، ساقى ولايت از عين معين معاينه كأسى درخشان، بىغايله ملامت و با بقاى عقلى به سلامت داير سازد كه از فروغ آن كأس بيضاء و نشأت راح روح
[١] - كنز العمال ج ٦ ص ٦٣٩.
[٢] - انسان/ ٢١.
[٣] - بحار الانوار ج ٧٩ ص ٢٩٠.
[٤] - رعد/ ٢٨.
[٥] - انسان/ ٦- ٥.
[٦] - مائده/ ٣٥.