ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى - فيض كاشانى - الصفحة ٢٢٨ - متن رساله پاسخ به سئوالات اهل مولتان
دين را به دنيا فروختند و با اهل بيت عصمت و طهارت آن حضرت ستمها كردند و بدعتها در دين پيدا كردند و مراسم دين را بر امت ملتبس گردانيدند، والا فرداى قيامت انگشت ندامت به دهان گرفته مصداق كريمه «يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ ... يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا»[١] خواهند بود.
|
من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم |
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال |
|
هر كه ذائقه فواد او از مشرب معرفت جرعه چشيده، با شامه روحش از روح دقايق حقايق بوئى شنيده، بايد كه باصره بصيرتش را به سواد اين ابيات مكحّل گردانيده، معانى را به سامعه دل اصغا نمايد تا به همه قوا و حواس، شاهد حق را مساس نموده باشد «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[٢].
|
شور درياى حقايق ز آب چشم ما ببين |
درّ و لعل از خون دل در قعر اين دريا ببين |
|
|
ديده دريا، سينه صحرا كردهام از فيض حق |
سوى من افكن نظر دريا ببين، صحرا ببين |
|
|
شورش صحرا نه بينى تا نظر بر كل كنى |
روى در صحراى دل كن شورش صحرا ببين |
|
|
اى كه مىخواهى ببينى شور مجنون از كجاست |
[١] - فرقان/ ٢٨.
[٢] - واقعه/ ٧٩.